ر࣫͝وناک𐙚ִִ
« زمزمههای 'حال ندارم، بیخیال' خیلی از روزها در این گوشِ بینوا شنیده شده، این لب هم که بس نمیکند
« سرم درد میکند و سرما خوردهام، فاقد از کوچکترین محتوا، رویِ مبل خستهتر از خود نشستهام.
واقعاً مغزم هیچ چیزی برای اینجا نوشتن ندارد، هنرمندانه نمیشود، خاص و دلبر نمیشود.
اما، حالا که اینجا هستم، و توهم کنارِ مایی، میگویم که گوربه، گوناه نداره که گوربه. »
[ بیمحتوا ترین متنها اثر جیمز کوروش اکبری ]