eitaa logo
ر࣫͝وناک𐙚ִִ
276 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
663 ویدیو
11 فایل
هرجاییارو تحویل نگیر، هرجایی نرو شأن داشته باش. «شایع آدم بدی نیست، عزیزِ من»
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از جنون !
سلام.. شما نغمه اولین نسیم و بارون پاییزی رو مشاهده می کنید و من اورانوس هستم . اینجا همون معماکده شک قبلیمونه که خب متاسفانه از بین رفت اما تانگو های زیادی توی این بارون پاییزی وجود داره و این دومیشه . خوش اومدید به اینجا امیدوارم روزای خوبی رو اینجا بگذرونم . خب لطفا به خونه جدیدمون بیاید .
ر࣫͝وناک𐙚ִִ
...💔
این طنز بود مثلاً، تو این نوشتمش غمگین شد😭😂
ر࣫͝وناک𐙚ִִ
این طنز بود مثلاً، تو این نوشتمش غمگین شد😭😂
من چشام پر اشک شد این چه طنزیه اخهههههههه
ابتدا بسمِ ربِ آغوشش ! گونھ ها ؛ چشم ها ؛ لبش ؛ گوشش ؛ نقطه‌یِ عطفِ جذبه‌‌یِ رویش ؛ انعکاسِ شکستِ ابرویش ! سبزهِ اندامِ باغِ زیتون ها ؛ مو پریشانِ بیدِ مجنون ها ؛ تن ، بلندایِ نخلِ اهوازی ؛ راه رفتن ، خدایِ طنازی ! شعرِ اعجازِ ناز می‌خوانم ؛ در نگاهش نماز می‌خوانم .. ربنا آتنا هواۍِ تَنَش! اهدنا فی صراطِ آمدَنَش کھ بیوفتند به کوچه‌‌یِ ما گذَرَش ! یا بچرخد به سمتِ ما نَظَرَش ! با همان چشم هایِ بۍبَدَلَش ؛ کھ چه جان ها گرفته در قِبَ‌لَش . چشم ها قطره هایِ بادامَند ؛ چشم هایی کھ مستِ مادامَند ؛ خانمان سوزِ ناکَسند اینان ! کھ برایِ جهان بَسند اینان ! دیده ها را خمار می‌خواهند همه را بی‌قرار می‌خواهند ! مردمانم کھ مست می‌خندند تا زمانی کھ هست می‌خندند دل اگرچه نیست می‌بندم .. :)
Ali Yasini [ Mifa-Music.ir ]Ali Yasini - Mano Bargardoon.mp3
زمان: حجم: 8.6M
- ببین‌ چی‌ساختم از خودم ، من زخمی ِحرفای ِمردمم . . !
هدایت شده از ߊ‌ࡐ‌ܠܥ‌‌ࡐ‌ܝ̇‌
):))))))
بعد از ۴ ساعت هنوز از تک تک اعضای صورتم پیداست که چقدر گریه کردم
اول هوس و شیطنتی پر هیجان بود، نوعی طپشِ قلب، شبیهِ ضربان بود! کم کم همه‌ی دغدغه‌ام دیدن او شد انگار که جذاب ترین فردِ جهان بود! هی رفتم و هی دیدم و هی آه کشیدم، دلبستگی‌ام بیشتر از تاب و توان بود... میخواستم اقرار کنم عاشقم اما... [ چیزی که عیان بود چه حاجت به بیان بود؟ ] فهمید که دیوانه و دلبسته‌ی اویم [ از بس‌که اشارات نظر، نامه‌رسان بود ] القصه گرفتار دل هم شده بودیم روزی که جوان بودم و او نیز جوان بود... از آنچه میان من و او بود چه گویم؟ مجنونِ زمان بودم و لیلایِ زمان بود اما وسط آنهمه دلبستگی و عشق، معشوقه‌ام انگار کمی دل‌نگران بود! خوردیم به یک مشکلِ معمولیِ ساده... من زاغه نشین بودم و او دختر خان بود! کم کم به خودش آمد و فهمید چه کرده... حق داشت که پا پس بکشد، بحثِ زیان بود! اصلا تو بگو، دختر خان با دک و پوزش، هم شأن من پاپَتیِ غاز چران بود؟! البته که نه! رفت... خدا پشت و پناهش اصرار چرا؟ قسمتِ او با دگران بود... او رفت و غمش شعله به جان قلم انداخت! من ماندم و یک دفتر و طبعی که روان بود... یک مشت غزل شد همه‌ی دار و ندارم، دیوان بزرگی که پر از آه و فغان بود... بیش از دو دهه دور خودم گشتم و گشتم دل در گروِ عشق و سرم در دَوَران بود... گفتم که بدانید وفا، عشق، دروغ است! من تجربه کردم، به همین قبله چَخان بود... حُسنش همه گفتند و من سر به هوا را... آگاه نکردند به شری که در آن بود...! ویروس، خطرناک تر از عشق ندیدم یک قاتل بِالفطره اگر بود، همان بود! هی ریشه زد و ریشه زد و ریشه کنم کرد این توده‌ی بدخیم گمانم سرطان بود...