ر࣫͝وناک𐙚ִִ
زنده و غمگینم
شادی همیشه توسط غم کشته میشه، ببین. اگه تو روز کلی اتفاق لبخندی بیوفته، غم تقی میپره وسط و ما همه چیزو فراموش میکنیم.
اشکالی نداره غمگین باشی. غم جزئی از آدمیزاده. ولی قرار نیست بذاری «کلِ» وجودت بشه.
زخمها التیام پیدا نکنن هم، میشه بهشون نمک نپاشید. دردها فراموش نشن هم میشه ازشون درس گرفت.
قول میدم یه روزی به غمهای امروزت میخندی. شک نکن.
«حالِ دوران» همیشه در گردشه. یه لحظه غمِ شدید و یه دم شادی. ببینم کدوم رو انتخاب کنیم و بذاریم «غالبِ دوران» بشه.
خیلی از جملهها آدم میکشن باباجان. خیلی کلمهها چنان تیری تو قلب آدم فرو میکنن که با هیچ دوا درمونی خوب نمیشه.
ر࣫͝وناک𐙚ִִ
شادی همیشه توسط غم کشته میشه، ببین. اگه تو روز کلی اتفاق لبخندی بیوفته، غم تقی میپره وسط و ما همه
ولی مهربونی و توجهت قابل ستایشه
قربونت برم الهی
دعا میکنم غمای زندگیت خیلی خیلی زود جاشونو به شادی بدن و امید، بیشتر ازقبل توی زندگیت جریان داشته باشه💗
از میانِ کتابِ شعرهایم که خیلی وقت است انباری خاک بر آنها جمع شده بود،تعدادی را برچین کردم و در دست گرفتم و گردُغبار غم را در هوا گم کردم!
تقدیمی
شاید دلتان خواست کمی آرام گیرد!
فقط بگو کدام؟[سرمهای،اقیانوسآرام،یادِتو،عطارد،بهقولپرستو]
صفحهایشعر را برایت بازمیکنم..
برام توی ِناشناس لینکهاتون/اسمتان+اسمِ کتاب را بفرستید،
منتظرم🌻
دلمتنگِ آنها شده که در کتابخانه ،ریز بخندیمُ هیس کنیم و من بگویم یه لحظه چیزی نگویید میخواهم برایتان شعر بخوانمُ کلی بخندیم و سربهسرهم بگذاریم ُحالم بهتر شود و کمتر غم را به دلم راه بدهم ،به همین آسانی.
خوباست،آنها میدانند شعر چه بلایی بر سر من ِ غمگین ِبغض آلود میآورد و همراه اند
حتی اگر گاهی حوصله اش نباشد و اینگونه خوب است نه؟ گاهی شاید من خوب باشم و او نه پس من همراهی اش میکنم تا حالش بهتر شود !
[یادش بخیر زنگ مشاعره قبل کلاس جغرافیا طوری بودیم که انگار مصرف کردیم و هی میخندیدیم و حال ِ خود را به مسخره میگرفتیم]
میدانم دلم تنگ میشود، درحالی که تمام نشده ..
درحالی که شاید ادامه دارد اما الان دلم خیلی تنگ است !
#خط_خورده