ر࣫͝وناک𐙚ִִ
شادی همیشه توسط غم کشته میشه، ببین. اگه تو روز کلی اتفاق لبخندی بیوفته، غم تقی میپره وسط و ما همه
ولی مهربونی و توجهت قابل ستایشه
قربونت برم الهی
دعا میکنم غمای زندگیت خیلی خیلی زود جاشونو به شادی بدن و امید، بیشتر ازقبل توی زندگیت جریان داشته باشه💗
از میانِ کتابِ شعرهایم که خیلی وقت است انباری خاک بر آنها جمع شده بود،تعدادی را برچین کردم و در دست گرفتم و گردُغبار غم را در هوا گم کردم!
تقدیمی
شاید دلتان خواست کمی آرام گیرد!
فقط بگو کدام؟[سرمهای،اقیانوسآرام،یادِتو،عطارد،بهقولپرستو]
صفحهایشعر را برایت بازمیکنم..
برام توی ِناشناس لینکهاتون/اسمتان+اسمِ کتاب را بفرستید،
منتظرم🌻
دلمتنگِ آنها شده که در کتابخانه ،ریز بخندیمُ هیس کنیم و من بگویم یه لحظه چیزی نگویید میخواهم برایتان شعر بخوانمُ کلی بخندیم و سربهسرهم بگذاریم ُحالم بهتر شود و کمتر غم را به دلم راه بدهم ،به همین آسانی.
خوباست،آنها میدانند شعر چه بلایی بر سر من ِ غمگین ِبغض آلود میآورد و همراه اند
حتی اگر گاهی حوصله اش نباشد و اینگونه خوب است نه؟ گاهی شاید من خوب باشم و او نه پس من همراهی اش میکنم تا حالش بهتر شود !
[یادش بخیر زنگ مشاعره قبل کلاس جغرافیا طوری بودیم که انگار مصرف کردیم و هی میخندیدیم و حال ِ خود را به مسخره میگرفتیم]
میدانم دلم تنگ میشود، درحالی که تمام نشده ..
درحالی که شاید ادامه دارد اما الان دلم خیلی تنگ است !
#خط_خورده
ر࣫͝وناک𐙚ִִ
:)
راستمیگوید خیلی وقت ها دلم میخواد تک تک ِ خیابان ها را بروم تا خاطره ها را مرور کنم؛اما این شهر خیلی وقت است آزارم میدهد .