یه نفرتون؛
....
خب از کجا بفهمیم،برادر علم غیب داریم؟
همه مینويسن اینجا شاید یه قلم به نظرتون بیشتر قشنگ اومد.
مبینا،حسانه،زینب بیاین یه متن زیباا درمورد ایرانجان بنویسید.
واقعا امشب خیلی به دلم چسبید و الحمدلله بهترم (:
اگر دوست داشتید ،حتما صفحه ای شعر مهمانتان میکنم،با اندکی چای گلاب !
ر࣫͝وناک𐙚ִִ
تقدیمی شاید دلتان خواست کمی آرام گیرد! فقط بگو کدام؟[سرمهای،اقیانوسآرام،یادِتو،عطارد،بهقولپرستو]
برای منم اگه میشه اقیانوسآرام🥲
ر࣫͝وناک𐙚ִִ
یه نفرتون؛ .... خب از کجا بفهمیم،برادر علم غیب داریم؟ همه مینويسن اینجا شاید یه قلم به نظرتون بیشتر
اگه یکم حالم بهتر شه
قول میدم زودی بیام بنویسم:)
ر࣫͝وناک𐙚ִִ
یه نفرتون؛ .... خب از کجا بفهمیم،برادر علم غیب داریم؟ همه مینويسن اینجا شاید یه قلم به نظرتون بیشتر
همیشه مینشیند و سر ملتش را نوازش میکند. مادرمان، فرزندانش را خیلی دوست دارد.
اما با چشمهایش چه کنیم که سرخیِ خاورمیانه، دست از سرش برنمیدارد. نمیدانم چرا مامان ایرانِ ما، انقدر با شادی غریبه است.
صبح به صبح بیدار میشود، بغضش را قورت میدهد و میماند. محکم، به پهنای عمرِ پاکیزهاش.
هیچکس دردِ این مادر را نمیفهمد و با کلمات، نمیتوان نوشت.
مادر ما، زخم زبانها شنید. دردها کشید، زیرپاها له شد. همهاش فرزندانِ جانش از آغوش گرمش پر میکشیدند و او، با غم عجین میشد.
نمیدانم چه میگویم. نمیدانم واژگان برای این رنج چه آشی پختهاند.
فقط میدانم، دامانِ پاکش، باید دور از گزندِ دشمنان هرزه باشد.
وطن، مادرِ ماست
و ما فرزندهای نالایق، که فقط بلدیم حرف بزنیم.