ر࣫͝وناک𐙚ִִ
-
دست هایش میلرزید.
از سرما نه، از ترس و وحشت هم نه
انها به خاطر تنش هایی که به او وارد شده بود میلرزیدند:).
دست هایش را مقابل صورتِ خیس از اشکش گرفت.
و ماتم زده به آن نگاه کرد.
عصبانی بود.
قلب و مغزش دعوایی راه انداخته بودند که مملو از آسیب بود.
آسیب هایی برای او
هرچه فریاد میزد و تقلا میکرد این چنگ پایان نمیگرفت؛
به میز کنار تختش چشم دوخت و بی اراده قاب عکس روی میز را به زمین کوبید:).
شیشه های قاب همانند قلبش تکه تکه شده و بر روی زمین متلاشی شدند.
نگاهش روی عکس داخل قاب ثابت ماند.
"او" بود...
دلش به اندازه ی تمام دنیا تنگ بود.
از جایش برخاست.
با قدم های لرزان به سمت قاب رفت و به شیشه ها اجازه داد که تنش را پاره پاره کنند:).
عکس را چنگ زد.
{عکس و شیشه های روی آن را}
تصویر مملو از خون شد.
از روی زمین بلند شد و به سمت دیوار دویید
مشت هایش را پی در پی بر روی دیوار زد.
صدای زجه هایش تمام خانه را در بر گرفته بود؛
که ناگهان خانه مملو از سکوت شد و تن بیجانش بر روی شیشه ها افتاد:).
#برگرفتهازافکارخطرناکمغزم
#یک
ر࣫͝وناک𐙚ִִ
اگه دنبال یه عالمه عکس با وایب فوق العاده این اینجارو از دست ندین
من اینجارو پیشنهادددددددد میکنم
هدایت شده از -روحاء !:)
قربانت بروم که به قدر تمام درختهای دنیا دوستت دارم.
چرا که فقط تو و درختها ارزش دوست داشتن دارید.
چرا که سبز میشوید.
هر سال سبز میشوید و تازه میشوید و سایه دارید و پر از پرنده هستید و نفستان عطر روان است و ریشههایتان در خاک، که جز خاک حقیقی وجود ندارد.
زندگی به یک چنین علاقههای کوچکی بسته شده و این علاقهها با همۀ کوچکیشان حیاتی هستند و با وجود این به دست نمیآیند. قربانت بروم.
من که تو را دوست دارم.
من که تو را دوست دارم.
من که تو را دوست دارم.
-نامه فروغ فرخزاد به ابراهیم گلستان
تقدیم شما✨ : @runak2
ر࣫͝وناک𐙚ִִ
قربانت بروم که به قدر تمام درختهای دنیا دوستت دارم. چرا که فقط تو و درختها ارزش دوست داشتن دارید.
خیلی دوسش دارم:)))))))))))))))
ممنونم از لطفتتتتتتت
ر࣫͝وناک𐙚ִִ
بهت تسلیت میگم پناه جان:) منو هم توی غمت شریک بدون.💔
اییی چیکار شده مگه