ر࣫͝وناک𐙚ִִ
بهت تسلیت میگم پناه جان:) منو هم توی غمت شریک بدون.💔
اییی چیکار شده مگه
ر࣫͝وناک𐙚ִִ
« او، آنی نبود که مردم میخواستند نمیخواست آنی باشد که مردم میخواهند، نمیتوانست ادا در بیاورد کس
« کرگدن، ترسناک به نظر میرسد، حتی نامش هم پسندِ خیلیها نیست، قیافهاش از نظرشان زمخت و زشت است.
همه گربهسان های 'گوگولی مگولی' را میبینند؛ در حالی که زیباییای تکرار نشدنی، در گراز، در کرگدن، وجود دارد، که هیچگاه دیده نشد.
آواز کن کرگدن
از حنجره ورم کردهات، سوزناکیِ یک بغض فرو خورده را
اینجا زنی تنها با کلاف تنهایی خود شعر می بافد و مصمم است که در تنهایی خودش دو تا قهوه سفارش بدهد.< جواد بخشیزاده > »
[ بیمحتوا ترین متنها اثر جیمز کوروش اکبری ]
بچرخ، بچرخ خورشید خانومُ صدا کننن
باید که شاکر باشیم قلبارو پر صفا کننن
درختا و گیاها سرشارن از محبت
کاری بکن که نمیدونم چیا بشه خونهی وحدت.
اوه کلمات توی افکارم تاب میخورند و
هیچی؟ دقیقا!
فقط اینکه این روزا از لحاظ فکری و البته مشغولی مشغولم دیگه
[خسته،کلافه،نعش]
شاید باید آنقدر برا کارهایی که توی نظر دیگران هیچی نیست تلاش کنم "
اینهمه مشغولی که دنبالشم رو درک نمیکنم
ولی بمونه اینجا یه روزی از این روزا یاد میکنم.*