بچرخ، بچرخ خورشید خانومُ صدا کننن
باید که شاکر باشیم قلبارو پر صفا کننن
درختا و گیاها سرشارن از محبت
کاری بکن که نمیدونم چیا بشه خونهی وحدت.
اوه کلمات توی افکارم تاب میخورند و
هیچی؟ دقیقا!
فقط اینکه این روزا از لحاظ فکری و البته مشغولی مشغولم دیگه
[خسته،کلافه،نعش]
شاید باید آنقدر برا کارهایی که توی نظر دیگران هیچی نیست تلاش کنم "
اینهمه مشغولی که دنبالشم رو درک نمیکنم
ولی بمونه اینجا یه روزی از این روزا یاد میکنم.*
ر࣫͝وناک𐙚ִִ
ایش تنفری که نسبت بهش دارم>>>>
دقیقا حسه من به لحظه گرگ و میش>>>>>>>>>