ر࣫͝وناک𐙚ִִ
« کرگدن، ترسناک به نظر میرسد، حتی نامش هم پسندِ خیلیها نیست، قیافهاش از نظرشان زمخت و زشت است. ه
« زمزمههای 'حال ندارم، بیخیال' خیلی از روزها در این گوشِ بینوا شنیده شده، این لب هم که بس نمیکند؛
آری، فقط حرف میزنم، هزار برنامه میریزم و آخرش هم 'حال ندارم، بیخیال'، اگر روزی به مغزِ من، مغز همنسلیها، بیایید، به راستی که دیوانه میشوید
زیرا هزار فکر در مغزمان میپیچد، آنقدر پشت سرهم میآیند و میروند که انگار خودِ مغز دارد خودش را میخورد.
چقدر پیچیدهاش کردم، اصلاً ادامه نمیدهم.
[ حال ندارم، بیخیال؟ ] »
[ بیمحتوا ترین متنها اثر جیمز کوروش اکبری ]