تنها نتیجه ای که آشنا شدن با اون داشت این بود که یه روانی جدید به تراپیست های شهر تحویل داد.
- Rusty lake !
- 20st year of my life starts 🎂🛶.
- 21st year of my life starts 🎂🛶.
مدتی پیش به صحبتهای دکتر حامد وحدتینسب دربارهی "Evolution" گوش میدادم و به این پرسش رسیدم:
چرا بیشترِ مردم تصمیم قاطع نمیگیرند و "قشر خاکستری" انقدر پرشمار است؟!
شاید پاسخ ساده باشد: تصمیم گرفتن هزینه دارد؛ و بیشینهی جامعه میلی به پرداختِ هزینه ندارد. بقا معمولاً نصیبِ کسانی میشود که کمتر هزینه میدهند؛ گویی انتخابِ طبیعی، در مسیرِ تکامل، مغزهایی را برگزیده که اهلِ دورویی هستند؛ مغزهایی که میایستند، تماشا میکنند و صبر میکنند ببینند چه میشود تا کمترین هزینه را بپردازند..
که البته پیشرو بودن لزوماً به معنای موفق شدن هم نیست؛ گاهی شکست میخورند، حذف میشوند و یا قربانی... آن ها درصدِ کوچکی از جامعهاند؛ کسانی که امتحان میکنند، ریسک میکنند و قدم در تاریکی میگذارند و در مقابل، بخشِ بزرگی از جامعه میایستد و از دور نگاه میکند تا ببیند پیشرو ها به کجا میرسند..
اما چرا قشرِ پیشرو انقدر کمتر از قشر خاکستری است؟!
پاسخ همچنان ساده است: بقا!
انسانها میخواهند زنده بمانند و ادامه دهند. بقای قشرِ خاکستری، در گرو ماندن در گله است؛ در گرو حل شدن در جمع، منتظر ماندن، و هزینه ندادن!
تلاش برای حفظِ بقا باعث میشود که نود درصدِ یک جامعه در وضعیتِ خاکستری بماند؛ وضعیتی میانِ عمل و بیعملی.
و در این میان، افرادِ بیعمل و کماثر، اغلب بسیار بیشتر از آن اقلیتِ پیشرو هستند که در بسیاری از مواقع، هزینهی حرکتِ جمعی را با شکست، حذف شدن و یا حتی فدا شدن میپردازند..
اینگونه است که قشرِ خاکستری، حاضر میشود در تاریکی بماند و از دور، به آتشِ آن پیشرو هایی نگاه کند که با سوزاندنِ خویش، گرمای کافی را برای آسوده ماندنِ دیگران فراهم میکنند!
لازم به توضیحِ اضافه نیست؛ حسِ آدم هيچوقت راجع به اینکه کی واقعا اهمیت میده و کی نمیده بهت دروغ نمیگه.