از اون و تمام آدمایی که میبینم شبیهشن حالم بهم میخوره و بیشتر متوجه میشم چطور یه شخصیت آشغال میتونه به یه چهره زیبا از سر تا پا گند بزنه.
هل أستطيع أن أخبرك عن الشوق؟
أو عن غصتي في الليل؟
أو عن ألم الوحدة؟
أو عن دموع خدي؟!..
فقط اینو میدونم تا زمانی که زندم، هر وقت جایی، صدایی ازشون بشنوم، ضربانِ قلبم از حالِ عادی خارج میشه.