بیا ای بادِ پاییزی شبم را غرق رویا کن
نوازش کن مرا، حال مرا چون شهر، زیبا کن
کمی با من قدم بردار جای او که دیگر نیست
کمی با من پریشان شو، کمی با من مدارا کن
به یاد بغضهایی که به آسانی ترک خوردند
برایم از نگاه آسمان اشکی مهیا کن
به پایم برگ میریزی، چه لذتبخش پاییزی!
سرود برگهای خسته را با من تماشا کن
به باطن سردی اما رنگهای گرم میپوشی
خودم را در تو میبینم، مرا آیینه! رسوا کن
برای رفتنت یلدا گرفتم «جشن دلتنگی»
به یاد خون دلهایم انار دیگری وا کن
#فاطمه_غلامی
#دوره_هفتم_آفتابگردانها
#ما_همه_آفتابگردانیم
@Aftab_gardan_ha