🔷تأملی در باب مسئله وحدت حوزه و دانشگاه 📕بخش دوم ✍️ حمید احتشام‌کیا 🔸بعضی گمان کرده‌اند مسئله وحدت حوزه و دانشگاه، مسئله مدرک و عناوین است و چون دیده‌اند طلاب به دانشگاه می‌روند و به جای آیت‌الله و حجت‌الاسلام، دکتر و مهندس می‌شوند، این را معضلی دیده و عاملش را وحدت حوزه و دانشگاه دانسته‌اند. بعضی رخوت و سستی رایج در بین طلاب را با بی‌انگیزگی دانشجویان مقایسه کرده و آن را محصول وحدت حوزه و دانشگاه قلمداد کرده‌اند. ایشان سرایت سیستم ترمی واحدی یا به‌‌گفته خودشان سیستم سرطانی ترمی‌واحدی از دانشگاه به حوزه را عامل بی‌کیفیتی تحصیل در حوزه دانسته و علةالعلل را وحدت حوزه و دانشگاه تلقی کرده‌اند. اشکالات ساختاری، دیوان‌سالاری، برنامه‌ریزی و خلاصه هر انتقادی که به مدیریت حوزه‌های علمیه و وضع موجود حوزه داشته‌اند را بر سر مسئله وحدت حوزه و دانشگاه فرو ریخته‌اند. 🔸این دست از نقدها در حالی در حال دست‌به‌دست شدن است که مشکل اساسی در کشور ما وضعیت نامطلوب علم و فرزانگی است. همان‌طور که شوق تحصیل و علم‌آموزی رفته‌رفته در مدارس و دانشگاه‌های کشور کم‌فروغ می‌شود، حتما حوزه‌های علمیه هم از این ویروس نحس مصون نخواهد ماند. پس به‌جای متهم‌کردن دانشگاه‌ و نسب‌دادن بی‌مایگی حوزه‌ها به مسئله وحدت، باید دید خاستگاه مسئله وحدت حوزه و دانشگاه چیست. 🔸این درست است که هر مسئله‌ای ریشه در مشکلی دارد و مشکلات که خوب فهمیده شوند به مسائل تبدیل می‌شوند اما گاهی مسائل با همان صورت اولیه اما ناظر به مشکلات جدید‌تر مطرح می‌شوند. بنابراین به نظر می‌رسد مسئله وحدت حوزه و دانشگاه دیگر آن مسئله شهید مفتح نیست. این مسئله شاید نسبتی با مشکلات صدر انقلاب داشته باشد، اما عینا و دقیقا همان نیست. 🔸مسئله وحدت حوزه و دانشگاه با حفظ صورت اما کاملا ناظر به مشکلات امروز جامعه در حال طرح و اشاعه است. مسئله وحدت حوزه و دانشگاه نیاز به بازخوانی و بازفهمی جدید دارد. در واقع باید دید این پرسش گویای چه مشکلاتی در وضعیت اکنون جامعه ماست. 🔸فلسفه پرسش‌گری و طرح مسائل و تلاش برای پاسخگویی، اصلاح امور است. در واقع ما می‌پرسیم تا بدانیم و می‌دانیم تا اصلاح کنیم. بنابراین قبل از بازخوانی مسئله وحدت حوزه و دانشگاه باید جوانب امر را بررسی کرد که آیا ظرفیتی برای تن‌دهی به پاسخ‌های احتمالی وجود دارد؟ 🔸اگر بازخوانی مسئله وحدت، ما را به تحویل یکی در دیگری به عنوان یکی از احتمالات ممکن هدایت کند، حاکمیت ظرفیت پذیرش آن را دارد؟ از این مسئله که بگذریم به نظر می‌رسد خاستگاه مسئله وحدت حوزه و دانشگاه در وضعیت کنونی، نسبت سنت و مدرنیته است. 🔸نه روش تحصیل و تدریس و تفاوت آن در حوزه و دانشگاه مسئله بوده تا با وحدت در روش یا رسمیت یافتن روش‌های هر دو، وحدت مطلوب شکل گیرد و نه مبنا و منابع در حوزه و دانشگاه تفاوت دارد که وحدت آن مسئله را حل کند؛ بلکه دانشگاه محصول مدرنیته است و حوزه علمیه از سنت آمده است. ارجاع مدرنیته به سنت یا تحویل سنت در مدرنیته یا فرض دیگر هر چه باشد به نظر می‌رسد مسئله اصلی این است. مسئله جامعه ما مسئله مواجهه با امر مدرن از دل سنت است. هر مسئله‌ای را باز می‌کنیم به این مسئله می‌رسیم. ادامه یادداشت در وقت مقتضی اندیشناک (@Andishnaak)