Anti_liberal🚩
•✵𖣔✨⊱سـلام‌بࢪابراهیـم⊰✨ 𖣔✵• #پارت133 سلاح كمری ابراهيم گفت: مادر، بدون اجازه سر وسايل كسی رفتن
•✵𖣔✨⊱سـلام‌بࢪابراهیـم⊰✨ 𖣔✵• سلاح کمری آقای مداح مســئول جلسه بود. دو تا صندلی برای ما آورد و ما هم در كنار اعضای جلسه نشستيم. بعدهم ايشان شروع به صحبت كرد: دوســتان، همه شــما من را ميشناســيد. من چه قبل از انقلاب، در جنگ 9 روزه، چه در سال اول جنگ تحميلی مدال شجاعت و ترفيع گرفتم. گروه توپخانه من ســختترين مأموريتها را به نحو احسن انجام داد و در همه عملياتهايش موفق بوده. من سختترين و مهمترين دوره‌های نظامی را در داخل وخارج كشور گذرانده‌ام. اما كســانی بودند و هستند كه تمام آموخته‌های من را زير سؤال بردند. بعد مثالــی زد كه: قانون جنگهای دنيا ميگويد؛ اگر به جايی حمله ميكنيد كه دشــمن يكصد نفر نيرو دارد، شما بايد سيصد نفر داشته باشی. مهمات تو هم بايد بيشتر باشد تا بتوانی موفق شوی. بعد كمی مكث كرد و گفت: اين آقای هادی و دوستانش كارهائی ميكردند كه عجيب بود. مثلا در عملياتی با كمتر از صد نفر به دشمن حمله كردند، اما بيش از تعداد خودشان از دشمن تلفات گرفتند و يا اسير می‌آوردند. من هم پشتيبانی آنها را انجام ميدادم. خوب به ياد دارم كه يكبار ميخواســتند به منطقه بــازی‌دراز حمله كنند. من وقتی شــرايط نيروهای حمله‌كننده را ديدم به دوســتم گفتم: اينها حتمًا شكست ميخورند. اما در آن عمليات خودم مشــاهده كردم كه ضمن تصرف مواضع دشمن، بيش از تعداد خودشان از دشمن تلفات گرفتند! ُ يكی از افســران جوان حاضر در جلســه گفت: خب آقای هادی، توضيح دهيد كه نحوه عمليات شما به چه صورت بوده، تا ما هم ياد بگيريم؟ ابراهيم كه ســر به زير نشســته بود گفت: نه اخوی، ما كاری نكرديم. آقای مداح زيادی تعريف كردند، ما كاره‌ای نبوديم. هر چه بود لطف خدا بود. راوی: امیر منجر زنـدگۍنامھ‌شهیـد‌ابࢪاهیم‌هادۍ💜✨ @Antiliberalism