متن شبهه:
جُمهوری یا جُمهوریت نوعی حکومت است که در آن مسئولین حکومتی موروثی انتخاب نشوند *(توجه به فرزندان دولت مردان و سران مملکت الم از اصول گرا و اصلاح طلب داشته باشید که الان چه پست و مقامی دارند)* ، ریاست کشور با رای مستقیم یا غیر مستقیم مردم برگزیده شده و دوران تصدی او محدود باشد. تأکید اصلی مفهوم جمهوری بر عدم وجود منصبی دائمی برای شخص اول مملکت است!!!! *(نقض این بند از تعریف جمهوری با ثبات شخص رهبر)* جمهوری از نظر مفهوم واژه بیشتر درجاتی از مردمسالاری را نیز دربردارد.
اما، در عین حال، بسیاری از دیکتاتوریهای غیر سلطنتی نیز ممکن است به این نام نامیده شوند در نتیجه، حکومت جمهوری تنها به معنای حکومت غیر سلطنتی است.
به تعریف کلی، جمهوری شیوه حکومتی است که بر پایه مردمسالاری (دموکراسی) یا غیر دموکراسی، مردم آن، حق حاکمیت بر سرنوشت اجتماعی خودشان *(کوچکترین انتقادی داشته باشی تو گونی بردنت )* را به طور مستقیم یا غیرمستقیم از طریق زمامدارانی که با رضایت و رأی مستقیم یا غیرمستقیم آنان به گونهای که توارث در آن دخالتی نداشته باشد *( که در مملکت ما اصلا نداریم )* تعیین و آنان نیز اقتدارات معین قانونی خود را در یک مدت محدود و تحت نظارت آنان اعمال مینمایند.[۱] امروزه بیشینه دولتهای موجود در دنیا نوعی نظام حکومتی جمهوری دارند ولی بدین معنا نیست که بافت و ساختار نظام حکومتی جمهوری در تمام کشورهای جمهوری یکسان است
پاسخ شبهه :
♦️به این شبهه در دو بخش پاسخ داده می شود
🔵بخش اول >> موروثی بودن قدرت
📌یکی از شاخصه های حکومت جمهوری موروثی نبودن قدرت می باشد.
و آن موروثی نبودن "ریاست" حکومت می باشد نه هر مسئولیتی در قوه مجرییه.
هرچند در نظام جمهوری اسلامی ایران هیچ پست و مقامی هرچند جزئی موروثی تعریف نشده.
📌موروثی بودن یک منصب به این معناست که الا ولابد بعد از یک نفر فرزند او جانشین آن شخص بشود مثل حکومتهای پادشاهی در حالی که این امر مصداقی در جمهوری اسلامی ایران ندارد.
📌ضمنا در نظام جمهوری مردم رئیس قوه مجریه را با رأی مستقیم تعیین میکنند و این رییس جمهور منتخب و زیردستان او هستند که بقیه مسئولین اجرائی را منصوب میکنند.
📌 از نظر شکلی منعی ندارد که یک رییس جمهور مثلا فرزند خود را در مقامی منصوب کند
که این خود دو صورت دارد یا حقیقتا آن شخص منصوب شایسته آن مقام می باشد که هیچ خرده ای نمی توان به این تصمیم گرفت و یا شایسته آن جایگاه نیست که در این صورت انتخاب اشتباه صورت گرفته که اشکال ساختاری و سیستمی نیست بلکه ایراد به شخص رییس جمهور وارد است پس نمیتوان ساختار جمهوریت را زیر سوال برد بلکه اگر عمل تخلف و تخطی تلقی شود بایستی توسط مراجع ذی صلاح اقدام شود...
📌در حال حاضر اکثر بستگان مسئولین سابق که پست و مقامی دارند با رأی مردم مسئول شده اند که هیچ ایرادی نمی توان گرفت بلکه مفهوم جمهوریت و دموکراسی همین می باشد برای مثال بوش پسر بعد از دو دوره فاصله از زمان ریاست بوش پدر رییس جمهور شد که با رای مردم انتخاب شده و نمی توان گفت ریاست موروثی بوده است.
🔵 بخش دوم >> ولایت فقیه و جمهوریت
📌در تبیین مفهوم جمهورى باید گفت که جمهوریت فقط بیان کننده شکل حکومت است، نه محتواى آن؛ به عبارت دیگر، از جمهورى بودن یک رژیم نمى توان به محتواى آن پى برد و ملازمه اى بین جمهوریت و محتواى خاصى از حکومت وجود ندارد؛ به همین دلیل، مى توان با شکل و قالب جمهورى، از حکومتهاى مختلف با محتواها و ماهیتهاى گوناگون صحبت کرد.
📌اندیشمندان حقوق و علوم سیاسى در تعریفهاى خود از جمهورى به این مطلب توجه کرده و به تصریح یا اشاره از آن سخن گفته اند؛ به عنوان مثال، مرحوم دکتر ابوالفضل قاضى، که از پیشکسوتان رشته حقوق عمومى در ایران بود، در کتاب حقوق اساسى و نهادهاى سیاسى، در این مورد مى نویسد:
وقتى گفته مى شود رژیم سلطنتى، رژیم جمهورى یا رژیم کنوانسیونى، منظور نحوه گزینش این مقام (مقام ریاست دولت ـ کشور) است، بى آنکه بتوان لزوما محتواى واقعى رژیم را بدین وسیله تبیین کرد.
و در تعریف جمهورى مى گوید:
به رژیمى که در رأس قوه مجریه آن، فرد یا افراد انتخابى قرار گرفته باشند، اصطلاحا رژیم جمهورى اطلاق مى گردد.
📌براى تحقق جمهوریت، اراده عام یا به شکل مستقیم خود متجلى مى گردد (یعنى مردم یک کشور خود مستقیما در اخذ تصمیمات سیاسى مشارکت مى کنند)
یا اینکه نمایندگان انتخابى همین مردم، قدرت سیاسى را از سوى گزینندگان اعمال مى دارند...
📌 به هر تقدیر، نحوه وصول به قدرت، مشخص کننده شکل رژیم است بى آنکه مبیّن محتواى آن بوده باشد.
📌 ملاحظه مى شود که در این عبارات، حکومت جمهورى، فقط بر اساس عنصر انتخابى بودن رییس حکومت و مشارکت مردم در اتخاذ تصمیمات سیاسى تعریف شده است، عنصرى که در حکومت جمهورى اسلامى ایر
ان نیز به وضوح دیده مى شود و هیچگون