کاش خبرهای خوب سر زده از راه می‌رسیدند. دستمان را می‌گرفتند و می‌بردند جایی که نه غم باشد نه دوری. نه دلتنگی باشد نه فاصله. نه تنفری باشد نه بیزاری. نه ترس از دست دادنی باشد نه ناتوانی فراموش کردن. کاش دست اتفاق‌های خوب آنقدر قوی بودند که می‌شد تمامِمان را یکجا بهشان بسپاریم‌؛ که دیگر فوبیای فردای دوباره در وجودمان تکثیر نکند و ریشه‌ ی خوشی هایمان را به یکباره نخشکاند.