🟢 #خاطرات_تبلیغی
🔻 همسایه چینی
🔹 واحد کناری ما تو فیلیپین یک خانواده چینی بودند. ما تو طبقه 28 یک برج 40 طبقه بودیم.
🔸بارها این خانواده رو تو آسانسور میدیدم. خیلی خیلی لاغر بودند. دراز و لاغر. با اون درازی باز کفش پاشنه بلند بیست سانتی هم می پوشیدند.
نمیدونم چرا همیشه با هم دعوا داشتند و با عصبانیت با هم حرف می زدند. دنبال بهانه ای بودم تا بین شون آشتی برقرار کنم و ثواب «اصلاح ذات البین» نصیبم بشه اما...
آخرش یه روز تو آسانسور به انگلیسی گفتم: شما همسایه ما هستید. میشه اسم تون رو بدونم؟؟
مثل روح دوتایی به من نگاه کردند و جوابی ندادند. جمله م رو تکرار کردم اما انگار کر و لال شده بودند.
چند بار دیگه خواستم حق همسایه گی رو بجا بیارم و به بهانه ای باهاشون حرف بزنم اما جوابی نمی دادند.
آخرش یه روز تو آسانسور با خنده بهشون گفتم شما چرا جواب من رو نمی دید؟؟ انگلیسی بلد نیستید؟
خیلی آروم یکی شون به انگلیسی گفت: چرا من باید به انگلیسی جوابت رو بدم؟؟ ما بیش از یه میلیارد نفریم. تو باید زبان چینی یاد بگیری.
از یه طرف خوشحال شدم و از طرفی متعجب و از جانب سوم ناراحت. حالا من چطوری باید چینی یاد بگیرم؟؟!! سبحان الله
گفتم: خب حالا چطور میشه با شما آشنا شد؟
به انگلیسی گفت سعی کن چینی حرف بزنی.
به انگلیسی گفتم خب من الان میخوام اسم شما رو بدونم. چی بگم به چینی؟
گفت: آ یو یی یا می مآاویویی
تا اومدم چینی مثل خودشون تکرار کنم، خنده شون گرفت.
چند بار دیگه هم با خانواده م دیدمشون و هر کاری کردیم با زنم هم صحبت نکردند و اصرار داشتند که باید شما چینی یاد بگیرید.
یه بار ازشون پرسیدم شما همیشه با هم دعوا دارید. مشکلتون چیه؟
به سختی جواب داد شما فکر میکنی ما دعوا داریم. ما هیچ مشکلی نداریم.
🔻چند بار دیگه هم افرادی رو در فیلپین دیدم که چینی بودند. جالب اینجاست که لباس فروشی رو دیدم که بعد از سی سال سکونت در فیلیپین هنوز با مشتری ها به انگلیسی صحبت نمی کرد و یه شاگرد داشت که براش ترجمه می کرد.
#خاطره #فیلیپین #چینی
@kashkooul
🌍
موسسه بین المللی فطرت
🆔 @Fitra_Institute