🏴وارد شدن به معرکه ای چند هزار نفره؛ یکّه و یک تنه و تنها🏴
یک.
اگر «گودال قتلگاه» محل عمیق ترین و زیباترین و بالاترین عبادتی باشد که برای خدای متعال انجام شده،
فقط یک نفر را پیدا می کنیم که در چنین جایی با اباعبدالله همراه شده.
یعنی تنها شریک ِ «اباعبدالله» در این «عبادت»، «عبدالله» است
چه «پدری» و چه «پسری»
برای رسیدن به چنین مقامی از چه گردنه ای عبور کرده؟
حدس من:
وارد شدن به معرکه ای چند هزار نفره؛ یکّه و یک تنه و تنها
پس شب و روز پنجم محرم، شب و روز امیدواری ما ترسوها به جرأتی است که
یک کودک [لفظی معادل با معنای مدّنظر وجود ندارد] به تاریخ دمیده
دو.
موقعی که مجاهدان، تهران را فتح کردند و خطر، شیخ را تهدید می کرد، من فکر کردم شیخ حتماً به سفارتخانههای خارجی پناه برده و یا گریخته است. وقتی به خانهاش رسیدم، دیدم در باز است. مرا که دید، به شوخی گفت, «لوله هنگ دانهای چند است؟!» (سوراخ موشها چند است؟) سپس خندید و گفت: «همه ترسیدند و توی سوراخ موش رفتند» یکی از حضار به شیخ گفت: «آقا! شما که میدانستید با مخالفت نتیجهای نمیگیرید، چرا مخالفت کردید؟ از اول معلوم بود که از پس این ها بر نمیآیید.» شیخ گفت:
«تا اگر صد سال بعد از این بعضی از مسلمانان به قعر زیر زمین و داخل سرداب ها رفتند و در آنجا با کمال ترس درد دل کردند و گفتند صد سال قبل عدهای دست به دست هم دادند و ریشۀ اسلام را کندند، لااقل یک نفر بگوید که در میان آن عده یک آخوند طبرسی و یارانش بودند که مخالفت کردند!»
میرزا جواد سعدالدوله به شیخ پیشنهاد کرد که بیرق «هلند» را بر بالای خانه تان بزنید؛ دیگر حتی لازم نیست به سفارت هلند تشریف بیاورید. زمانی هم که مشروطه خواهان تهران را گرفته بودند، اینطور نبود که جرئت داشته باشند به سفارت خارجی تعرض کنند، و میترسیدند. شیخ در پاسخ به این پیشنهاد، خندید و به استهزا گفت: «آقای سعدالدوله باید بیرق ما را بر روی سفارت اجنبی بزنند. چطور ممکن است که صاحب شریعت که من یکی از مبلغین احکام آن هستم، اجازه فرماید به خارج از شریعت آن پناهنده شوم؟!» آنگاه آیۀ شریفۀ «... وَلَنْ یَجعلَ اللهُ للکافرینَ علیَ المؤمنینَ سبیلاَ». و چند آیۀ دیگر را خواند و سپس ادامه داد: «من حاضرم صد مرتبه زنده شوم و ایرانیان و مسلمین مرا مثله کنند و بسوزانند، ولی به اجنبی پناهنده نشوم.»
[نمونه ای معاصر از وارد شدن به یک معرکه چند هزار نفره؛ یکّه و یک تنه و تنها]
و
کودکی [لفظی معادل با معنای مدّنظر وجود ندارد] که «نوّاب عامّ» را تربیت کرده و پرورش داده...
سه.
《قدرت ها و ابرقدرت ها و نوکران آنها مطمئن باشند که
اگر خمینی یکّه و تنها هم بماند
به راه خود
که راه مبارزه با کفر و ظلم و شرک و بت پرستی است
ادامه می دهد
و به یاری خدا در کنار بسیجیان جهان اسلام، این پابرهنه های مغضوب دیکتاتورها،
خواب راحت را از دیدگان جهانخواران و سرسپردگانی که به ستم و ظلم خویشتن اصرار می نمایند سلب خواهد کرد.》
پیام به حجاج بیت الله الحرام ۱۳۶۶/۶/۵
[نمونه ای امروزین از وارد شدن به یک معرکه جهانی؛ یکّه و یک تنه و تنها]
و
کودکی [لفظی معادل با معنای مدّنظر وجود ندارد] که «نوّاب عام» را تربیت کرده و پرورش داده...
🖊محمدصادق حیدری
☑️
https://eitaa.com/HossiniehAndisheh