🔰 قسمت نهم : "داوود؛ طلوع نبوت و شکوه فرمانروایی الهی" نسیم خنکی از دشت‌های حبرون می‌وزید و صدای چنگ حضرت داوود (ع) توی کوه‌ها پیچیده بود. پرنده‌ها و کوه‌ها هم باهاش هم‌صدا شده بودن و انگار نغمه‌هاش نه فقط دل مردم، بلکه دل طبیعت رو هم پر از تسبیح خداوند کرده بود. داوود (ع) زیر لب داشت زبور می‌خوند؛ یه لحظه داوود (ع) سرشو بلند کرد، با خودش گفت: «خدایا، تو با همون فلاخن و سنگ کوچیک، غول گنده جالوت رو زدی زمین. حالا هم کمکم کن که این تاج پادشاهی رو همون‌طور که شایسته‌ست نگه دارم و عدالت رو توی زمین برقرار کنم.» 👈داوود خوب می‌دونست که حالا هم پیامبر خداست و هم پادشاه مردم. یعنی یه مسئولیت سنگین دو طرفه! توی ۳۰ سالگی به فرمان خدا تاج پادشاهی رو سرش گذاشته بود👑 (سفر دوم سموئیل ۵:۴) و حالا ۷ سال و ۶ ماه تو حبرون حکومت کرده بود. تو این مدت تونسته بود ۱۲ قبیله بنی‌اسرائیل رو با هم متحد کنه، اما می‌دونست که هنوز کار تموم نشده. اورشلیم رو باید فتح کنه؛ همون شهری که از نظر استراتژیک و معنوی مهم‌ترین نقطه بود. خداوند هم بهش وعده داده بود که پادشاهیش پایدار می‌مونه و نسلش پر از پیامبران و پادشاهان بزرگ می‌شه (زبور ۸۹: ۳-۴). 🔸حالا نوبت به اورشلیم رسیده بود. شهری که اون موقع به اسم یَبوس شناخته می‌شد و با دیوارهای بلندش انگار یه قلعه غیرقابل نفوذ شده بود. یبوسی‌ها خیلی به خودشون مطمئن بودن و با تمسخر به داوود پیام دادن: «ای داوود! حتی لَنگ‌ها و نابیناهای ما هم می‌تونن جلوی سپاهت وایسن!»😑(سفر دوم سموئیل ۵:۶). اما داوود (ع) که اصلاً از این حرفا نمی‌ترسید، با یه نقشه زیرکانه و توکل به خدا، سربازاشو از یه تونل آبی مخفی به داخل شهر فرستاد. همون سپیده‌دم که خورشید تازه سر زده بود، مردم اورشلیم دیدن که پرچم داوود بالای قلعه‌شون در اهتزازه. از اون روز اورشلیم شد "شهر داوود". 🔅ولی برای داوود (ع)، داستان اورشلیم فقط به فتح شهر ختم نمی‌شد. این شهر باید قلب معنوی بنی‌اسرائیل هم می‌شد. برای همین تصمیم گرفت صندوق عهد رو هم به اورشلیم بیاره. این صندوق برای مردم حکم حضور خدا رو داشت و داوود می‌خواست این نماد الهی رو توی پایتختش بذاره و البته این کار رو کرد و صندوق رو آورد و اورشلیم شد پایتخت معنوی و پادشاهی جهان! 🛡⛓یه داستان جالب درباره داوود اینه که خدا بهش قدرت خاصی داده بود: آهن تو دستش مثل خمیر نرم می‌شد. قرآن کریم توی سوره سبأ، آیات ۱۰-۱۱ هم این ماجرا رو تایید کرده و فرموده: «وَأَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ * أَنِ اعْمَلْ سَابِغَاتٍ وَقَدِّرْ فِي السَّرْدِ» (و آهن را برای او نرم کردیم؛ زره‌های کامل بساز و حلقه‌های آن را اندازه بگیر). 🪙 داوود با این قدرت، زره‌های سبک و محکم می‌ساخت که سربازهاش رو توی جنگ‌ها از سلاح‌های دشمن حفظ می‌کرد. هر روز یه زره می‌ساخت و به قیمت هزار درهم می‌فروخت و از دسترنج خودش زندگی می‌کرد خداوند توی سوره انبیاء، آیه ۸۰ هم می‌فرماید: «وَعَلَّمْنَاهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَكُمْ لِتُحْصِنَكُمْ مِن بَأْسِكُمْ» (و ما به او صنعت زره‌سازی رو یاد دادیم تا شما رو در برابر جنگ‌ها حفظ کنه). ادامه در پست بعدی👇 🍃 کانال رسمی طبیب جان 👇 https://eitaa.com/joinchat/3658612752C778c1803ba