¹⁰. سیره ی شخصی امیرالمؤمنین علی علیه السلام : - صحابی دیگر امیرالمؤمنین علیه السلام نقل میکند ؛ زمانی که امیرالمؤمنین علیه السلام در قصر امارت کوفه بود بر او وارد شدم . در مقابلش کاسه‌ای شیر بود که بوی ترشیدگی آن به مشامم خورد ! قرص نان جویی هم در دست حضرت بود که خرده های پوست جو بر روی آن پیدا بود . امام آن نان خشک را می شکست و بعضاً برای شکستن، آن را به سر زانویش میزد .. فضه ، خادم آن حضرت بالای سرش استاده بود ، به او گفتم : از خدا نمیترسی که برای این پیرمرد چنین غذایی می آوری؟؟ حداقل آرد نان را الک میکردی که پوست جو نداشته باشد !!!ک فضه گفت : خود حضرت از ما قول گرفته که آردش را الک نکنم ! حضرت پرسید : چه میگویی؟!!! گفتم : کاش بفرمایید آرد نان را الک کنند .. امام علیه السلام گریست و فرمود: پدر و مادرم فدای کسی که هرگز سه روز پشت سر هم ، خود را از نان گندم سیر نکرد تا زمانی که از دنیا رفت و آرد نانش را الک نمیکرد😭( یعنی رسول خدا )..!!!