12.24M حجم رسانه بالاست
از کلید مشاهده در ایتا استفاده کنید
روزی که امام خندید😂/فیلم شور حاج بخشی پیر دلاور در جبهه‌ها 🔹 پسر حاجی بخشی تعریف می‌کرد. توی یکی از دیدارها که رزمنده ها خدمت امام رفته بودند، من هم همراه پدرم بودم. 🔹️توی حسینیه جماران مملو از جمعیت بود، امام وارد حسینیه شد و همه ایستاده شعار می‌دادند و امام هم دستش را برای رزمنده‌ها تکون می‌داد. 🔹️امام روی صندلی نشستند و قبل از اینکه صحبت‌هایشان را شروع کنند حاجی بخشی از جا بلند شد و شروع کرد شعار دادن. ماشاالله ...حزب الله بسیجی‌ها ...حزب الله سپاهیا ...حزب الله ارتشی‌ها ...حزب الله 🔹️و همه حسینیه به وجد اومد و امام عزیز هم از اون بالا به جمعیت نگاه می‌کرد. 🔹️حاجی گفت: کجا میرید. همه گفتند: کربلا حاجی گفت: با کی میرید. همه گفتند: روح الله حاجی گفت: مار را هم ببرید همه یکصدا گفتند: جا نداریم😂 🔹️اینجا بود امام بزرگوار شروع کردن خندیدن و حاجی بخشی هم رو به امام در حالیکه دست به محاسن سفیدش می‌کشید. گفت آقاجان: ببین این جوونها من پیرمرد رو اذیت می‌کنند. ✅️در این روزها یاد همه‌ی راهیان کربلا بخیر... یاد مرحوم حاجی بخشی گرامی باد