🔴 یک عمر است که ما تو را نگه داشته ایم ❗️ مرحوم حاج آقا فخر می گفت: یک روز، من و یکی از دوستان به نام مرحوم آقای انشایی در خدمت آقا شیخ مرتضی زاهد رحمة الله بودیم. آقا شیخ مرتضی، تسبیحش را گم کرده بود و با نگاه و با کشیدن دست به این طرف و آن طرف، به دنبال تسبیحش می گشت و به ما هم گفت: شما این تسبیح مرا ندیدید؟ ما هم شروع به گشتن و پیدا کردن تسبیح ایشان در اتاق کردیم. 😔 بعد از دقایقی آقا شیخ مرتضی با چشمانی اشک آلود و گلویی بغض کرده فرمود : « ببنید این امر می تواند به این معنا باشد که مثلاً خداوند می خواهد به من بفرماید که ای مرتضی! یک عمر است که ما تو را نگه داشته ایم والا تو خودت تسبیحت را هم نمی توانی نگه داری. »      [ منبع : کتاب آقا شيخ مرتضای زاهد ] 📩 پس اگر اینجای والان داری این مطلب را می خونی فکر نکن خودت انتخاب کردی بدان انتخاب شدی کسی دیگری شما را نگه داشته پس دعا کنیم خدایا لحظه ی مرا به خودم وا مگذار 🤲 🍃🍃🍃➖➖➖🍃🍃🍃