#فضائل_امیرالمومنین_در_کتب_اهل_سنت
قسمت هشتم (١)
در كتاب مناقب ابن مردويه از امّ سلمه نقل كرده كه گفت: من در كودكى سرپرستى داشتم كه مرا بزرگ كرده بود و هزينه ى زندگى مرا داده بود، اين شخص كه بعدها پير شده بود عادتش اين بود كه بعد از هر نماز على بن ابيطالب (عليه السلام) را فحش مى داد و دشنام مى گفت.
روزى من به او گفتم كه اى پدر چه چيز باعث شده كه تو على بن ابيطالب (عليه السلام) را دشنام مى دهى؟
در جواب من گفت: چون على بن ابيطالب (عليه السلام) عثمان را كشته و يا لااقل در خون او شريك بوده است.
من به او گفتم: اگر تو مربّى من نمى بودى و سرپرستى مرا به عهده نمى داشتى و به جاى پدر براى من نبودى من براى تو سرّى از رسول خدا (صلى الله عليه و آله) را نقل نمى كردم و لكن بيا بنشين تا براى تو از على بن ابيطالب (عليه السلام) و آنچه درباره ى او ديده ام مطلبى نقل كنم.
روزى پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله) به خانه ى من آمدند و آن روز نوبت من بود زيرا هر نُه روز يك دفعه نزد من مى آمدند. پيغمبر تشريف آورد در حالى كه انگشتهايش را در انگشتهاى دست على (عليه السلام) قرار داده بود.
به من فرمود: اى امّ سلمه از اتاق بيرون برو و خانه را براى من و على بن ابيطالب (عليه السلام) خالى بگذار. من از اتاق بيرون رفتم. پيغمبر و على بن ابيطالب (عليهماالسلام) با يكديگر صحبت مى كردند. من صداى آنها را مى شنيدم ولى نمى فهميدم چه مى گويند تا آنكه با خودم گفتم نصف روز گذشت.
به در اتاق رفتم و به پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله) سلام كردم، پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله) به من فرمود: اصرار در آمدن به داخل اتاق نكن برگرد جاى خودت بنشين. باز مشغول حرف زدن شدند تا آنكه ظهر شد. با خودم گفتم روزم تمام شد و على (عليه السلام) پيغمبر (صلى الله عليه و آله) را مشغول خود كرده لذا برخاستم دوباره به در اتاق رفتم و سلام كردم. پيغمبر (صلى الله عليه و آله) به من فرمود: مزاحم نشو! من برگشتم و جاى خودم نشستم تا آنكه ديدم نزديك غروب آفتاب شد.
با خودم گفتم: الآن آفتاب غروب مى كند و پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله) براى نماز مى روند و روز من، نوبت من از بين مى رود و هيچ روزى را در زندگى، طولانى تر از آن روز نديده بودم، خيلى به من سخت گذشت.
لذا باز دوباره برخاستم آهسته به در اتاق رفتم و درب اتاق ايستادم و گفتم: سلام عليكم. پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله) به من فرمود: بله، وارد شو
ادامه دارد...
از فرمایشات حضرت آیت الله سید حسن ابطحی رحمة الله علیه
کتاب
#امیرالمومنین علیه السلام