بسمه تعالی قابل توجه اهالی محترم امامزاده علاءالدین راه طی شده و باقیمانده؛ (قسمت ۱۱۶): در مدتی که مشغول به اشتراک گذاشتن پیامهای خود در فضای مجازی سیدعلاءالدین بودم، برخی از اهالی هم مکرراً به ایراد هتاکی، فحاشی، تهمت و افتراء علیه بنده (و اهانت و تحقیر علیه کسانی که به گمان آنها حامی من هستند!)، پرداختند و بعضی از آن‌ها هم در جایگاه معلم اخلاق و ناصح دلسوز ظاهر شدند! وجه مشترک همه آنها اینست که بعنوان «فرد ناشناسی که جرأت معرفی خود را ندارد»، ورّاجی نمودند! که بالتبع می‌توانند از وابستگان به زنگوله‌های نانکلی یا از گوشواره‌های پنهان وی باشند. یکی از آن‌ها اخیراً خود را .a. h معرفی کرده و خطاب به بنده نوشته است: عین متن وی👇 «کانال اطلاع رسانی!! استغفار کن برادر من خدا گناهاتو ببخشه .. اینهمه تهمت و افتراء... من تک تک پیام های شما رو خوندم غیر از تخریب افکار عمومی و خصومت شخصی که با اعضا شورا دارید هیچ مطلب مهمی نموشته اید (به نظر بنده شما درصدد جبران اشتباهات بیشمار اخوی تان فقط دست به اینگونه نوشتن میبرید) به قول خودتان وقتی در جایی حتی اندازه قبر ملک و زمین ندارید وهمچنین هیچگونه اطلاعات در مورد اهالی ندارید،داییء عزیز تر مادر میشوید! و دلسوز مردم روستا. [خنده دار است] فکر میکنید کسی قبولتان دارد ۱۰۰٪اشتباه میکنید شما گماشته افراد نادانی هستید که فقط شما رو کوک کرده اند برای خودشان هر جور بخواهند میرقصانندتان. با این کارها فقط خودتان را کوچک و کوچکتر میکنید و مردم ب عقل شما شک میکنن» پاسخ سرگشاده بنده: جناب معلم اخلاق! اگر کلماتت بخاطر خدا (یا تادیب و یا اصلاح امور و...) هست چرا نوشته خودتو بنام خودت امضاء یا اعلام نمی‌کنی؟ شیطان هم بنام مؤمن و بظاهر اصلاح امور نصیحت می‌کند، ولی نیتش اغوا و فریب است، نه برای خدا! اگر برای تخلیه عقده‌های دیرینه (که نسبت به اخوی بنده داری)، چرا رک و عیان مطرح نمی‌کنی؟ که او هم از افاضات حضرتعالی بهره‌مند بشود؟ اگر نیت اصلاح داری چرا به من توهین می‌کنی؟ علیرغم گفتن (برادر من) به شخص من توهین می‌کنی! آن‌وقت انتظار داری نصیحت‌هایت تاثیرگذار باشد؟! جناب استاد اخلاق! فکر می‌کنی با طرح ادعای کلی (اشتباهات بی‌شمار اخوی!) بدون آنکه حتی بعنوان نمونه یکی از اشتباهاتشو مثال بزنی!! خودتو بری از اشتباه و بری از گناه می‌دونی؟! اگر حقیقتا بخاطر خدا و نه برای شیطان و نفس اماره‌ات نصیحت می‌کنی، بنده از شما قبول می‌کنم، ولی شرطش اینه که مثل مرد و با صفت مردانه، اول خودتو معرفی کنی. بنده بدونم با چه کسی طرفم؟! با این نوع پیام دادن شما، بنده هم می‌توانم اعلام کنم که؛ احتمالا شما هم بخاطر خودشیرینی نزد همان شورایی که مجیزه‌شان را (به هر دلیلی) می‌گویی، بنده را نصیحت می‌کنی!! که نه در پیشگاه خدا ارزش دارد و نه می‌تواند کوچکترین تاثیری بین دو جریان فکری، نزدیکی ایجاد کند. بنظر من، اولین اقدام شما برای اصلاح کردن و نزدیک نمودن دو جریان مورد اشاره شما (اگر وحشتی از شورای عزیز و بدون اشتباه شما نداری)، معرفی خودتان می‌باشد. ببینم جرأت برای آشکار کردن خودتان را دارید؟! اشتباهات اخوی خیلی زیاده‌. بخاطر آبادی ده، زندگیشو رها می‌کرد و بدنبال مسئولین مربوطه در قزوین و بویین زهرا و... در هروله بود و به خانه‌اش می‌برد و برای تسریع در آبادی روستا با هزینه کردن از جیب خودش پذیرایی می‌کرد. ساختن پلهای داخل روستا را که می‌بینید؟ نه؟؟!! برای کسانی خاص انجام نداده، بلکه بخاطر آبروی اهالی روستا در منظر زائرین گرامی امامزاده علاءالدین که احتمالا برای شما چنین کارهایی نامفهوم باشد. ما هم بارها بهشون تذکر می‌دادیم که در کنار عمران ده، به زندگی خودش هم برسه. اما چه شد؟! دقیقا فرمایش حضرت امیر(ع) که اگر خوبی کردی، منتظر بدیشان باشید! باز یکی از اشتباهاتش این بود که در حمله وحشیانه عده‌ای به پسرش به تنهایی پیگیر جلوگیری از شرارت‌های آینده جنایتکارها بر آمد و از احدی نیز یاری نطلبید. البته به بنظرم یکی از اشتباهات اخوی به انگاره شما همین باشه (که چرا در برابر طرفداران یوسف کوتاه نیامده و میدان را برای تاخت و تاز آن باز نکرد!؟) اشتباهات بی‌شمار اخوی زیاده، مثلا؛ چرا مثل دیگران هیچ وقت بفکر این نبود که از کارهای انجام داده‌اش سودی هم برای خودش ببرد؟ و همه‌اش بفکر هرچه آبادتر کردن روستا بود؟ البته تاجایی که من خبر دارم به افکار پوچ و عقده‌ای امثال شماها پشیزی ارزش نداده است و احتمالا به همین دلایل نیز عقده‌های کینه‌شتری نسبت به ایشان در دلهای شماها کاشته که بعد از اینهمه سال، هنوز هم شماها را اذیت می‌کند که چرا به شماها بعنوان افراد ظاهرالصلاح، بهایی نداده است؟!! برو این دام بر مرغی دگر نه که عنقا را بلند است آشیانه ..ادامه دارد. حسینی منتظر بهمن ۱۴۰۱ «گروه» سید علاءالدین: https://eitaa.com/joinchat/3763470541Cd25cef0ad4