بی گمان نیل و لبنان تو را می شناسند
ابرها باد و باران تو را می شناسند
سجده در سجده هر نیمه شب در سجودی
سوهای خرامان تو را می شناسند
آفتاب تغزل تو شعر سپیدی
بیت های زمستان تو را می شناسند
یک سحر آسمانی برایت دعا کرد
دست های جماران تو را می شناسند
بیدمجنون! چو افتاده ای سربلندی
قله ها، کوه ایمان تو را می شناسند
دهکده دهکده نان و عشق را سرودی
لهجه های فراوان تو را می شناسند
عشق هم نسبتا چیز چندان بدی نیست
قلب های پریشان تو را می شناسند
عاقبت دل به دریا زدی باخبر باش
گرگ های بیابان تو را می شناسند
نعش خود را تو سنگر به سنگر کشاندی
پس تمام شهیدان تو را می شناسند
🌹🍃🌹🍃
@shahidNazarzadeh