بسم الله آسان ز سیب سرخ ازل دل بریده است آنی که از دوگونه تو بوسه چیده است گنجشکِ پشت پنجره‌ات بس که غرق توست پرواز هم ز حافظه‌ او پریده است تا در طواف چشم تو باشد شبانه روز این یاس در حوالی تو قد کشیده‌است در گرگ و میش چشم تو آن چشم مشکی‌ات انگار شب به سینه صبحی چکیده است باغ بهشت را ز چه ایمان بیاوَرَد؟ آنکس که باغ پیرهنت را ندیده است در پیش غیر سروم و نزد تو مثل بید مجنون همیشه سر به ارادت خمیده است