📔 لذت مطالعه (خلاصه کتاب)
🔔 ناقوس ها به صدا در می آیند.(۷۳)
📚 انتشارات عهدمانا
کشیش سرش را بلند کرد ، از بالای عینک به مردم چشم دوخت ، با پشت دست عرق پیشانی اش را پاک کرد و ادامه داد :
« ای مردم ! پرهیزکاری پیشه کنید . یکی از نشانه های پرهیزکاران این است که او را اینگونه می بینی : در دین داری نیرومند ، نرم خو و دوراندیش است ؛ در توانگری میانه رو ، در عبادت فروتن ، در تهی دستی آراسته ، در سختی بردبار است و در جست وجوی کسب حلال ، روز را به شب می رساند .
پرهیزکار ، مردم را با لقب های زشت نمی خواند ؛ همسایگان را آزار نمی رساند ؛ در مصیبت های دیگران شاد نمی شود و در کار ناروا دخالت نمی کند و از محدودهٔ حق خارج نمی شود.
نفْس او از دستش در زحمت ، ولی مردم از او در آسایش اند ؛ برای قیامت ، خود را به زحمت می افکند ، ولی مردم را به رفاه و آسایش می رساند .
ای مردم ! پرهیزکار باشید تا رستگار شوید.
ای مردم ! چه چیزی ما را بر گناه جرأت داده و در برابر پروردگار مغرور ساخته است ؟ و بر نابودی خود علاقمند کرده است ؟ آیا بیماری نفس ما را درمانی نیست ؟ و خواب زدگی ما را بیداری نخواهد بود ؟ چرا آنگونه که به دیگران رحم می کنیم ، به خود رحم نمی کنیم ؟ ما را چه می شود ؟ چه بسا کسی را در آفتاب سوزان می بینی ، بر او سایه می افکنی یا بیماری را می نگری که سخت ناتوان است ، از سر دلسوزی بر او اشک می ریزی ، اما چه چیزی تو را به بیماری خود بی تفاوت کرده و بر مصیبت های خود شکیبا ، از گریه به حال خویش باز داشته است ؟ در حالیکه هیچ چیز برای تو عزیزتر از جانت نیست. چگونه ترس از فرو آمدن بلا ، شب هنگام تو را بیدار نکرده در حالیکه در گناه غوطه ور و در پنجهٔ قهر الهی گرفتار شده ای ؟
ای مردم ! زهد یعنی کوتاه کردن آرزو و شکرگزاری در برابر نعمت ها و پرهیز از گناه. پس اگر نتوانستید همهٔ این صفات را فراهم سازید ، تلاش کنید که حرام بر صبر شما غلبه نکند و در برابر نعمت ها ، شکر یادتان نرود . چه اینکه خداوند با دلایل روشن ، عذرها را قطع و با کتاب های آسمانی روشنگر ، بهانه ها را از بین برده است.
↩️ ادامه دارد...