.
در خطبهی ۳۳
#نهج_البلاغه می خوانیم که عبدالله بن عباس می گوید در «ذی قار» [پیش از جنگ جمل] نزد
#امیرمؤمنان رفتم. آن حضرت مشغول پینه زدن کفش خود بود. چون مرا دید، گفت: «مَا قِیمَهُ هَذَهِ النَّعْلِ؛ بهای این کفش چقدر است؟» گفتم: «لَا قِیمَهَ لَهَا؛ بهایی ندارد» فرمود: «وَ اللَّهِ لَهِیَ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ إِمْرَتِکُمْ إِلَّا أَنْ أُقِیمَ حَقّاً أَوْ أَدْفَعَ بَاطِلًا؛ به خدا سوگند این کفش بی ارزش نزد من محبوب تر است از
#حکومت بر شما، مگر آن که به وسیله آن حقی را بر پا سازم یا باطلی را براندازم». همچنین در اواخر خطبهی سوم نهج البلاغه آمده است: «در روز
#بیعت فراوانیِ
#مردم چون یال های پرپشت کفتار بود. از هر طرف مرا احاطه کردند تا آنکه نزدیک بود حسنین (ع) را لگد مال کنند و ردای من از هر دو طرف پاره شود. سوگند به خدایی که دانه را شکافت و جان را آفرید اگر حضور فراوان بیعت کنندگان نبود و یاران حجت را بر من تمام نمی کردند، اگر خداوند از علما عهد و پیمان نگرفته بود که برابر شکم بارگی ستمگران و گرسنگی مظلومان سکوت نکنند، مهار شتر خلافت را بر کوهان آن انداخته رهایش می ساختم و آخر خلافت را به کاسه ی اول آن سیراب می کردم آنگاه می دیدید دنیای شما نزد من، از آب بینی بزغاله ای بی ارزش تر است».
.
پ.ن: حاکمی که
#علی_علیه_السلام جایز می دانست حکمرانیاش را، اولاً خواست و رای عموم مردم را به همراه دارد؛ ثانیاً شایستهترین است و با توانمندیاش قادر به ستاندن حق ظالم از مظلوم است و در ادارهی امور کشور، صالحترین است؛ ثالثاً شیوه و شکل حکمرانیاش از طریق حق خارج نیست؛ در حکومت مدنظر علی(ع) نمی توان با تمسک به ابزار و شیوه های باطل به هدفی متعالی و الهی رسید.
.
#اسلام #انقلاب #عدالت #شیعه #طالقانی #آیت_الله_طالقانی