💬 سخنان حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام با لشكريان دشمن در لحظات آخر عبدالله‌ بن‌ عمّار بن‌ يَغوث‌ می‌گويد: من‌ هيچ‌ مغلوبی كه‌ مورد تهاجم‌ افراد بسياری قرار گرفته‌ باشد، و تمام‌ اولاد او و اهل‌بيت‌ او و اصحاب‌ او كشته‌ شده‌ باشند نديده‌ام‌، كه‌ قلبش‌ محكم‌تر و دلش‌ مطمئن‌تر و گامش‌ استوارتر بوده‌ باشد از حسين‌ بن‌ علیّ. در اينحال‌ كه‌ به‌ لشكر دشمن‌ حمله‌ می‌نمود تمام‌ رجال‌ و سپاهيان‌ از مقابلش‌ می‌گريختند و يک نفر باقی نمی‌ماند.(1) عمر بن‌ سعد به‌ جماعت‌ لشكر فرياد زد: اين‌ فرزند أنْزَع‌ بَطين‌ (علیّ بن‌ أبی‌طالب‌) است‌! اين‌ فرزند كشنده‌ٔ عرب‌ است‌! او را در پرّه‌ گيريد، و از هر جانب‌ به‌ او حمله‌ور شويد! چهار هزار نفر تيرانداز او را احاطه‌ كردند!(2) و بين‌ او و بين‌ خيام‌ حَرَمش‌ جدائی انداختند. حضرت‌ سيّدالشّهداء عليه‌السّلام‌ فرياد زدند: يَا شِيعَه ءَالِ أَبِی‌سُفْيَانَ! إنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دِينٌ وَ كُنْتُمْ لَاتَخَافُونَ الْمَعَادَ، فَكُونُوا أَحْرَاراً فِي‌ دُنْيَاكُمْ! وَ ارْجِعُوا إلَی أَحْسَابِكُمْ إنْ كُنْتُمْ عُرْباً كَمَا تَزْعُمُونَ! «ای شيعيان‌ و پيروان‌ آل‌ أبی‌سفيان‌! اگر برای شما دينی نيست‌، و رويّه‌ٔ شما اينست‌ كه‌ از معاد نيز نمی‌ترسيد؛ پس‌ در زندگانی دنيای خود از آزادگان‌ باشيد! و اگر همچنانكه‌ می‌پنداريد، از طائفه‌ عرب‌ هستيد، به‌ حَسَب‌‌های خود برگرديد (و از اعمال‌ ناجوانمردانه‌ احتراز كنيد).» شمر، حضرت‌ را صدا زد كه‌: چه‌ می‌گوئی ای پسر فاطمه‌؟! حضرت‌ فرمود: من‌ با شما در جنگ‌ هستم‌! بر زنها مؤاخذه‌ای نيست‌؛ و تا وقتی كه‌ زنده‌ام‌، اين‌ لشكريان‌ ياغی و متعدّی خود را از دستبرد به‌ حرم‌ من‌ بازداريد! قالَ اقْصِدوني بِنَفْسي‌ وَ اتْرُكوا حَرَمي قَدْ حانَ حيني‌ وَ قَدْ لاحَتْ لَوآئِحُهُ «فرمود: حَرَم‌ مرا رها كنيد و سراغ‌ من‌ بشخصه‌ بيائيد! و اينك‌ زمان‌ شهادت‌ من‌ نزديک شده‌ و آثار و علائم‌ آن‌ پديدار گشته‌ است‌». شمر گفت‌: اين‌ درخواست‌ را می‌پذيريم‌! و آن‌ جماعت‌ همگی بطرف‌ خود حضرت‌ روی آوردند و جنگ‌ شدّت‌ يافت‌ و عطش‌ بر آن‌ حضرت‌ بسيار شديد شد.(3) و برای بار دوّم‌ از برای وداع‌ به‌ خيمه‌ آمد، و با اهل‌ حرم‌ وداع‌ نمود، و سپس‌ به‌ مركز مبارزه‌ بازگشت‌؛ و بسيار می‌گفت‌: لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّه إلَّا بِاللّٰهِ.(4) «هيچ‌ حركت‌ و تحوّلی نيست‌؛ و هيچ‌ قوّه‌ و قدرتی نيست‌ مگر به‌ خداوند عزّ اسمه‌.» و أبوالحُتوف‌ جُعْفی، تيری به‌ پيشانی مباركش‌ زد. آن‌ تير را بيرون‌ كشيد، و خون‌ بر چهره‌اش‌ جاری شد؛ و گفت‌: اللَهُمَّ إنَّكَ تَرَی مَا أَنَا فِيهِ مِنْ عِبَادِكَ هَـٰٓؤُلآءِ الْعُصَة! اللّٰهُمَّ أَحْصِهِمْ عَدَداً! وَ اقْتُلْهُمْ بَدَداً! وَ لَا تَذَرْ عَلَی الأرْضِ مِنْهُمْ أَحَداً! وَ لَا تَغْفِرْ لَهُمْ أَبَداً! «بار پروردگارا! بر اين‌ حالِ من‌ كه‌ از ناحيه‌ٔ اين‌ بندگان‌ نافرمان‌ تو می‌گذرد واقف‌ هستی! بار پروردگارا! يكايک آنان‌ را بشمار! و آنان‌ را متفرّقاً و متشتّتاً هلاک گردان‌! و يک تن‌ از آنان‌ را روی زمين‌ باقی مگذار! و ابداً آنها را نيامرز!» و با صوت‌ بلند فرياد زد: يَا أُمَّة السَّوْءِ! بِئْسَمَا خَلَّفْتُمْ مُحَمَّداً فِي‌ عِتْرَتِهِ! أَما إنَّكُمْ لَاتَقْتُلُونَ رَجُلاً بَعْدِي‌ فَتَهَابُونَ قَتْلَهُ، بَلْ يَهُونُ عَلَيْكُمْ ذَلِكَ عِنْدَ قَتْلِكُمْ إيَّايَ! وَ أَيْمُ اللّٰهِ لَأرْجُو أَنْ يُكْرِمَنِيَ اللّٰهُ بِالشَّهَادَة، ثُمَّ يَنْتَقِمَ لِي‌ مِنْكُمْ مِنْ حَيْثُ لَاتَشْعُرُونَ! «ای امّت‌ بدسرشت‌ و بدكردار! با محمّد در عترتش‌ به‌ بدی رفتار كرديد! آگاه‌ باشيد كه‌ شما بعد از من‌ كسی را نخواهيد كشت‌ كه‌ از كشتنش‌ نگران‌ باشيد و به‌ هراس‌ آئيد، بلكه‌ تمام‌ كشتن‌ها برای شما سهل‌ و آسان‌ می‌نمايد! و سوگند به‌ خدا كه‌ من‌ از خدای خودم‌ اميد دارم‌ كه‌ مرا به‌ شرف‌ شهادت‌ برساند، و از شما انتقام‌ مرا بگيرد از جائی كه‌ خود نمی‌دانيد!» حَصين‌ گفت‌: ای پسر فاطمه‌! به‌ چه‌ چيز خداوند انتقام‌ تو را از ما می‌گيرد؟ حضرت‌ فرمودند: بَأس‌ و شدّت‌ را در ميان‌ شما می‌افكند، تا آنكه‌ خون‌های خود را می‌ريزيد؛ و سپس‌ چون‌ موجهای دريا عذاب‌ را بر شما خواهد ريخت‌!(5) 📚 لمعات الحسین، ص۸۵ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1- «مقتل‌ مقرّم‌» ص‌320، از «تاريخ‌ طبری» ج‌6، ص‌259؛ و «لهوف‌» ص‌105 2- «مقتل‌ مقرّم‌» ص‌320، از «مناقب‌» ابن‌شهرآشوب‌ ج‌2، ص‌223 3- «لهوف‌» ص‌ 105 و 106؛ و «مقتل‌ خوارزمی» ج‌2، ص‌33؛ و «مقتل‌ مقرّم‌» ص‌ 320 و 321، از «لهوف‌» 4- «لهوف‌» ص‌105؛ و «مقتل‌ مقرّم‌» ص‌324 5- «مقتل‌ مقرّم‌» از «مقتل‌ العوالم‌» و از «نفس‌ المهموم‌» و از «مقتل‌ خوارزمی» 🆔 @allame_tehrani