[۸۱] جمع «وادع» آسوده خیالان، تن آسایان [۸۲] انتظار می کشیدید [۸۳] جمع دایره، حوادث نامطلوب [۸۴] توقع داشتید [۸۵] از آن خیری که به طرف آن رفته بودید بر می گشتید. [۸۶] رویارویی دو طرف در جنگ [۸۷] خار، کینه و عداوت در دل [۸۸] پوشیده شد [۸۹] روپوش [۹۰] ساکت، خاموش [۹۱] گمراهان، «کاظم الغاوین» گمراهان خاموش [۹۲] ظاهر شد [۹۳] ساقط، زبون، گمنام [۹۴] رئیس ارجمند [۹۵] خطر، دم جنبانیدن حیوان و به راست و چپ زدن آن. [۹۶] ساحت ها [۹۷] جای خزیدن [۹۸] خدعه [۹۹] از «وسم» اثر داغ کردن حیوان با آتش [۱۰۰] جراحت و زخم [۱۰۱] وسیع، گشاد [۱۰۲] زخم [۱۰۳] جراحت، هنوز بهبودی نیافته [۱۰۴] توبه، آیه ۴۹ [۱۰۵] از «زهر» درخشان، فروزان [۱۰۶] نور چهره و غالب [۱۰۷] طلب کند [۱۰۸] آل عمران، آیه ۸۵ [۱۰۹] درنگ نکردید، از «لبث» درنگ نمودن [۱۱۰] آسان شود [۱۱۱] ریسمانی که با آن حیوانی را بکشند [۱۱۲] آتش جنگ را روشن کردید [۱۱۳] بر وزن «تمرة» شعله 📚📚📚 کتابخانه مدرسه علمیه الزهرا علیها السلام https://eitaa.com/alzahranasr_lib