[۱۲۹] انعام، آیه ۶۷ [۱۳۰] هود، آیه ۳۹ [۱۳۱] چشم یا نگاه [۱۳۲] از «نقب» شاهد قوم که گفته او مورد قبول طایفه خود باشد. چهره های با نفوذ و شناخته شده [۱۳۳] جمع عضد، نصرت و بازو [۱۳۴] جمع «حاضن» حافظ و نگه دارنده [۱۳۵] سستی در عمل و نادانی در عقل [۱۳۶] اسم فعل به معنای «سرع» و «عجل» یعنی چه با سرعت و با شتاب [۱۳۷] پی و مانند آن است که ذوب شود [۱۳۸] امر عظیم [۱۳۹] از «وسعت»، گشاد شد [۱۴۰] لباسی که پوسیده و پاره شده باشد [۱۴۱] شکاف [۱۴۲] خیرش تمام و منقطع شده [۱۴۳] شر و بلا [۱۴۵] آواز بلند [۱۴۵] صدای بلند [۱۴۶] آل عمران، آیه ۱۴۴ [۱۴۷] اسم فعل به معنی امر، به کسی که ادامه گفتار و یا عملی را از کسی دیگر بخواهد «ایه» گفته می شود [۱۴۸] «قیله» زن با شخصیت و شرافتمندی بود که نسب قبائل انصار به او منتهی می گردد [۱۴۹] از «هضم» شکستن، ظلم کردن، بازداشتن، نقص [۱۵۰] مجلس و محل مشورت 📚📚📚 کتابخانه مدرسه علمیه الزهرا علیها السلام https://eitaa.com/alzahranasr_lib