همیشه میگفت "دلت خزون نشه الهی"
میگفتم "دلم مگه خزون میشه؟"
میگفت " اره تا حالا شده دلت انقدر بگیره که ندونی کجا بری به دادِ دلت برسی؟! ندونی چجوری از خاطرات زرد شده ات، فاصله بگیری؟! "
گفتم: آره شده دلم بگیره ولی راه چاره براش داشتم همیشه.
خندید گفت "پس الهی خزون نشه دلت که بیچاره بشی..."
دلم میخواست الان میدیدمش بهش میگفتم "خزون شده دلم بَد"
بگم بهش که فهمیدم " غم خِش خِش میکنه توی خزونِ دل"
#آیدا_بیات
#گوشه_نشین