زن فلسطینی، با چفیهی عربی و تسبیح صدتایی دانهسفید
نمیدانم این روزهای پرتلاطم زمان نوشتن این حرفهاست یا این که دلمشغولیها و دغدغهها خیلی با این کنار نشستنهای کوتاه و درنگ کردنهای اورژانسی سازگار نیست. بیست روزی که گذشت غالباً در همین فکر بودم و دستدست کردم. به خودم که نگاه میکنم یقین دارم اینروزها زمان گفتن از «زنان فلسطینی» است، بیرون از خودم که سر میچرخانم نمیدانم خلقالله چقدر حوصلهی این حرفها دارند. میدانم سالها کار لازم دارد که هم جنسیت به عنوان یک منظر واقعی در تحلیلها و راهبردها به کار بیاید و هم گفتن از زنان رنگوبویی اقلیتپندارانه نداشته باشد. اگر اینها نبود شاید در این سه هفته چندین سیاههی مفصل مینوشتم اما امان از انسداد.
بههرحال فکر میکنم باید به این بحث پرداخت و مهمترین ضرورتی که برای این کار میشناسم و مرا قانع میکند، انتخاب بهترین و کارآمدترین رویکرد در مواجهه با «مسئلهی فلسطین» بهطور کلی و مناسبترین خط راهبردی برای مشارکت در غوغای کنونی غزه است. این ضرورت که بهترین مواجههی اثرگذار را با قضیهی فلسطین داشته باشیم مرا مجاب میکند با همهی این احوالات از زنان فلسطینی بگویم. ما علیالقاعده نباید با کاراکتر زن فلسطینی چندان غریبه باشیم؛ کاری که زنان فلسطینی این روزها و سالها رقم میزنند، بهخاطر تجارب نسبتاً مشابه به چشم دقتبین ما ایرانیها بسیار آشناست (باید باشد!). پس این جسارت را به خرج میدهم که دورادور از این واقعیت انسانی بنویسم و گمانههای نزدیک به واقع خودم را به اشتراک بگذارم.
ما امروز در فلسطین شاهد «متعالیترین مراحل ایدهی مقاومت» هستیم و فلسطین امروز هرگز با دهههای گذشته یکاندازه نیست. پروژهی مقاومت در فلسطین بهطور خاص بسیار رشد کرده اما بدانیم که قلب تپندهی این پروژه که چنین جوشندگی و فورانی را به «طوفان» تبدیل میکند ایدئولوژی مقاومت نیست. ایدئولوژی مختصات حرکت را مشخص میکند اما «حرکت» نمیآفریند و موجب دوام حرکت و ارتقای آن نمیشود. تعالی مقاومت ریشه در قدرتهای روحی و قلبی و در یک کلمه ایمان دارد. تنها این ایمان راسخ و شوق ساکتنشدنی است که میتواند به عزم و ارادهی پولادین تبدیل شده و این حرکت پیچیده و سخت را راهبری کند. اگر برای ما این سوال شکل گرفته چرا و چطور نسل کنونی فلسطین بهخصوص زندانیان نوار غزه اینقدر محکم و صبور هستند پاسخ را باید در «انگیزهها و ارادهها»ی ناشی از ایمان قلبی دنبال کنیم. موشک، راکت، گرفتن اسیر، انهدام مرکاوا، شکستن دیوار، حک امنیتی، نجات از زیر آوار و... همگی فیزیک مقاومت هستند اما این متافیزیک عاطفی مقاومت است که عنصر اصلی تداوم این حرکت است و به آن لطافت میبخشد!
این سرچشمه در کجاست؟ این خون جوشان که استحکام، صبوری، شجاعت، دلرحمی و ایمان میآورد برآمده از قدرت روحی، لطافت معنوی و استعداد ایمانی زنان است. زنهای فلسطینی - در تصور عرفی - بهخاطر ادراک عاطفی بیشتر باید در برابر این حجم از خشونت و جنایت بسیار خموده و زمینگیر میبودند اما در تقاطع «زنانگی و مقاومت» این نقطه تبدیل به نوعی قدرت فعال و نافذ معنوی میشود که محیط پیرامون خود را هم گرم میکند! لطف زنان فلسطینی به جریان مقاومت صرفاً «همراهی کردن، صبوری کردن، دلگرمی دادن» به مردان مقاومت نیست! بلکه اساساً این زنان هستند که حالوهوای مقاومت را در بافت یک زندگی جمعی شبکهای جاری میکنند. این خیلی فراتر از این است که بگوئیم زنان همین که جزع و فزع نمیکنند و دستوپای مردان را نمیگیرند، دارند به پروژهی آزادی یاری میرسانند! خیر! زنان اگر بنا بود صبوری کنند کافی بود تا زبان در کام بگیرند و گلایه نکنند! درحالیکه زنان به هر طریقی و با هر ابزار و استعداد فردیای که دارند، مولد ادبیات ایمان و شجاعت هستند. اتفاقاً آنها تا مصیبت میبینند «زینبگونه» نطق حماسه و ایمانشان بازتر میشود. زنها اولاً خودشان در بطن حوادث هستند و ثانیاً میخ وجود مردان را بر زمینهای مقاومت محکم میکنند. نسل جدید فلسطین اگر مقاومتر و شجاعتر است مدیون زنان نسل حاضر و گذشتهی خود است. روح مقاومت و خون رنگهای مقاومت، زنان هستند و یقیناً اگر زنان ذرهای از این «رهبری عاطفی و ایمانی» فاصله بگیرند درهمشکستن بازوان مردانه زحمتی برای تسلیحات آمریکایی اسرائیل ندارد! این هندسه را ما بسیار در انقلاب و دفاع مقدس تجربه کردیم و یقیناً ابعاد بسیاری از کنشهای زنان فلسطینی مغفول مانده و در لنز روایت ما جا نشده است.
@Mahdi_Takallou