•••🤍🕊 هیچ شمعی نیست که به امید سپیده ظهــور، تا صبح فـرج، در شبستان انتـظار نسوزد. با تو از کدام دلتنگی خود بگویم؟ از تلخی فراق، یا سختی طعنه هایی که میشنویم و دلخسته از آن میگذریم؟ ای همه آرزوهایم! من اگر مشتی گناه و شقاوتم، دلم را چه میکنی؟ با چشمهایم که یک دریا گریسته‌اند ، چه میکنی؟ به ندبه های من که در هر صبح غیبت، از آسمان دلتنـگی‌هایم فرود می آیند، چگونه نگاه خواهی کرد . 💔 🤲