بچه که بودیم می‌گفتند یه روز می‌آیی. بعدها که بزرگ تر شدیم، توی صف صبحگاه مدرسه هر روز دعای فرج خواندیم و دعا کردیم که بیایی. صبحای جمعه رفتیم دعای ندبه، هر نیمه‌ی شعبان کوی و برزن را چراغانی کردیم، شربت و شیرینی دادیم، مردم را به یاد شما انداختیم، اسم بچه‌هایمان را گذاشتیم مهدی تا نام شما زنده بماند، حتی جشن‌های عروسیمان را طوری برنامه‌ریزی کردیم که در روز نیمه‌ی شعبان باشد. و خیلی کارهای دیگر کردیم تا شما بیایی اما یک کار را نکردیم به کارهای دیگر خودمان نگاه نکردیم، و فقط دعا و نیمه‌ی شعبان و ندبه‌هایمان جلوی چشممان بود و به خودمان نگفتیم؛ نکند اعمال ما دلیل این غیبت عجیب و غریب باشد؟ نکند من و دوستانم دلیل این غیبت طولانی هستیم؟ نکند این که رفتیم سراغ پول و ماشین و خانه و ..... و از یاد فقرا غفلت کردیم باعث این بیچارگی‌ها شده؟ نکند یتیمی در حاشیه‌ی زندگی‌مان دلش شکسته و نفهمیدیم یا نیازمندی و.....؟ با خودم که فکر می‌کنم، می‌بینم اگر نبود همان دعاها و ندبه‌ها و نیمه‌ی شعبان و چراغانی و شربت و شیرینی‌ها، حالا معلوم نبود با این همه بی‌توجهی و غفلت، وضعمان چه جوری بود؟ خدایا ما را ببخش، خدایا اگر ما بی‌توجه بوده‌ایم و معصیت کار، اما امام زمان علیه السلام که تقصیری ندارد، پس به خاطر امام زمان علیه السلام بقیه‌ی غیبتش را ببخش. 🌲 یازهرا(س)👈 @yasabas ❀🍃✿🍃❀ ❀🍃✿🍃❀