مثل حر بشویم 🌱شب بچه‌ها رو جمع کرد و گفت حر وقتی توبه کرد امام بخشیدش و به جمع خودشون راهش داد بیایید امشب ما هم حر بشیم، بعد گفت پوتین هاتون رو در بیارید بند پوتینش را گره زد و توش خاک ریخت و انداخت روی گردنش و پیاده توی بیابان شروع به عزاداری کرد.آن شب احمد زمزمه هایی داشت که تا آن موقع ندیده بودیم.... 🌷 ✨🕊🌹🌹🕊✨👇👇 ‌https://eitaa.com/bashohadatashahadattt 🌹🍃🌹🍃