📌 شهید رجب بیگی : می‌ترسیم بعد از ما «ایمان»‌ را سر ببرند 🔷️ خدایا: تو می‌دانی که چه می‌کشیم. پنداری که چون شمع ذوب می‌شویم، آب می‌شویم. ◇ ما از مردن نمی‌هراسیم، اما می‌ترسیم بعد از ما «ایمان»‌ را سر ببرند. و اگر نسوزیم هم که روشنایی می‌رود و جای خود را دوباره به شب می‌سپارد. ◇ چه باید کرد؟ ◇ از یک سو باید بمانیم تا شهید آینده شویم، و از دیگر سو باید شهید شویم تا «آینده» بماند. ◇ هم باید امروز شهید شویم، «فردا» بماند و هم باید بمانیم تا فردا «شهید» نشود. ◇ عجب دردی! چه می‌شد امروز شهید می‌شدیم و فردا زنده می‌شدیم تا دوباره شهید شویم.