✍
#دل_نوشته_مهدوی
💢 بخواهیم، آن هم با اصرار نه تنبلی!!
📜 در داستانی آمده است که نادر شاه افشار به حرم امام رضا علیهالسلام ميرفت؛ ديد يك لنگي جلوي در ايستاده است و وسایل ميفروشد. به او گفت چند سال اينجا هستي؟ گفت: ده سال است. گفت ده سال جلوي در حرم امام رضا عیهالسلام ايستادهاي، پاي تو خوب نشده است! گفت نه، گفت حرم ميروم و زيارت ميكنم، برگشتم پاي تو خوب نشده باشد، ميگويم تو را بكشند. رفت ده دقيقه حرم زيارت كرد و آمد، ديد لنگي كه ده سال است پشت در است خوب نشده بود، پاي او خوب شد، گفت چه كار كردي؟ گفت اصرار كردم، گفت آهان از روز اول بايد اين طوري اصرار مي كردي.
❌ شكم سيري كاري را درست نمي كند، خدايا لطفاً اگر وقت داشتي، اگر صلاح... اينها نيست، خدايا من ايمان ميخواهم، عاقبت بخيري ميخواهم، من ميخواهم با ايمان بميرم، تا ابد ميخواهم كه زندگي كنم، سرمايه ميخواهم، ايمان سرمايه من است، ايمان نباشد هيچي ندارم! آدم ميخواهد يك مسافرت به چين برود ده ميليون سرمايه او باشد، سرمايهاش را در هر ساكي گذاشت، در هر كيفي بود، هر كسي برداشت، ان شاء الله به دست ما ميرسد، باورتان مي شود كسي اينطور به چين برود!؟ يك چيني كه حالا آنجا برود باز يكي پيدا ميشود كه حداقل نميرد، آخرت كه اين طور نيست؛ بزرگي ميفرمود آخرت به يك لگد كردن كفش يكديگر محتاج هستند. گير ميكند ميگويد آهان در آن روز تو كفش من را لگد كردي، بيا بيا من گير هستم، حسنات دارد ميگويد هيچ، ميگويد يك مقداري از سيئاتم را بكن.
💢 آنجا كسي كمكي نميكند، ايمان است كه بدرد ميخورد. سفر أبدي آدم ميخواهد برود عين خيالش نيست! سرمايه من هر طوري شد، هر كسي برد، هر كسي خورد، ان شاءالله درست است ان شاء الله مي رويم خدا كريم است
برگرفته از جلسات (پای مهدی بمان)
https://eitaa.com/joinchat/2823880772C12f5945027