📕📚 در آیات صفحه قبل فرمود قریش به مشورت نشستند تا برای جلوگیری از کارهای پیامبر چاره‌ای بیندیشند یکی گفت ما باید منتظر باشیم تا بمیرد چون آنها پیامبر را گاهی شاعر و گاهی مجنون و گاهی کاهن می خواندند در آیه ۳۲ آنها را توبیخ می کند و می گوید آیا عقل هایشان««احلامهم»» آنها را وادار می کند که انتظار مرگ پیامبر را بکشند یا قومی طغیانگر هستند و به خاطر منافع خودشان این گونه رفتار می کنند در این جا می خواهد بگوید این کدام عقل است که معجزه قرآن را شعر و کهانت معرفی می کند و مرگ کسی را آرزو می کند که به امانت و راستگویی شهرت داشته و برای نجات آن ها آمده است ؟پس معلوم است که این کار عقل نیست بلکه روحیه طغیانگری و جاه طلبی آنها را به این اظهارات وامی دارد درآیات بعد خداوند مشرکان را زیر بار سوال های توبیخی و انکاری قرار می دهد سوال هایی می پرسد که جواب آنها معلوم است