☑️پیدا و پنهان فتنه لمپنهای خارج نشین
🌺یادداشت سیاسی روزنامه جوان مورخ پنجشنبه ۷مهرماه ۱۴۰۱ به قلم سید عبداله متولیان
با حذف غربگرایان از سپهر سیاسی کشور و روی کارآمدن انقلابیون و حرکت پرشتاب برای ترمیم خسارات مادی و معنوی ناشی از سوءمدیریت و ناکارآمدی غربگرایان و بازگشت امید و اعتماد و تقویت باورها و ایمان مردم، «ائتلاف غربی، عبری، وهابی» به شدت احساس خطر کرده و با استفاده از تجربهی فتنههای پیشین، برنامه فتنه ای چند وجهی بر بستر جنگ هیبریدی و ترکیبی را برای درگیر کردن دولت آیتالله رئیسی در حاشیههای دروغین و تصنعی در دستور کار خود قرار داد. اما از آنجا که دولت سیزدهم فارغ از حاشیهها، برای بازگرداندن امید، آرامش و اعتماد به مردم، عزم خود را جزم کرده بود، گام نخست برای موفقیت فتنه جدید، با بهره گیری از ظرفیت نفوذیها و رسانههای جریان سیاسی بازنده، تولید حاشیههای رنگارنگ با تمرکز بر موضوع حجاب و گشت ارشاد نظیر «جنجال بر سر ممانعت از ورود زنان به ورزشگاه درمشهد»، «شایعه پلمپ رستورانها و کسبه ای که مانع از ورود زنان بدحجاب نمیشوند»، «پخش گسترده کلیپ های تولید شده درباره نزاع گشت ارشاد با زنان بدحجاب»، «شایعه اخذ جریمه از زنان بدحجاب»، «پخش کلیپ بیرون انداختن زن محجبه از اتوبوس»، «پخش کلیپهای مهندسی شده از مواضع برخی ائمه جمعه» و... طراحی و به اجرا گذاشته شد.
بالاخره روز موعود فرا رسید و با تولید یک دروغ بزرگ در باره مرگ مهسا امینی (قبل از اظهار نظر مراجع رسمی نظیر گزارش پلیس، پزشکی قانونی و...) فتنه کلید خورد و با شتابزدگی عجیبی توسط رسانه های جریان غربگرا ضریب خورده و دروغ تولیدی به پروپاگاندا تبدیل شده و آشوبگری با فتنه لمپنهای بیسر متفاوت از فتنه های پیشین در کف خیابان شکل گرفت: فتنه ۷۸ بر بستر فرهنگی، فتنه ۸۸ بر بستر سیاسی و انتخاباتی و فتنه ۹۸ بر بستر اقتصادی شکل گرفته بود اما فتنه جدید هیچ ماهیتی نداشته و برخلاف فتنه های پیشین که از یک واقعیت (نظیر بستن روزنامه سلام، باخت غربگرایان در انتخابات ۸۸ و افزایش قیمت بنزین) تبعیت میکردند این فتنه صرفاً از یک توهم و خیالبافی رسانه ای تبعیت کرده است. همچنین در حالیکه فتنه های قبلی دارای ساختار اجتماعی و دارای سر بودند فتنه جدید با اهدافی نظیر: «مردمی نشان دادن فتنه»، «عدم وابستگی به جناح خاص و مدیریت همه سلائق»، «عدم امکان دستگیری سران فتنه»، «فراجناحی معرفی کردن فتنه گران و عدم وابستگی به جناحهای داخلی»، «ایجاد امکان جلب و جذب حمایتهای فرامنطقه ای و بینالمللی» و... بی سر وارد میدان اغتشاش و تخریب اموال عمومی و... شد.
فتنه لمپنها که از آن تحت عنوان جنگ احزاب نیز یاد میشود و حاصل پیوند خوردن تمامی معاندین، محاربان، مخالفین، منافقین، سلطنتطلبان، عناصر واداده و فراری، بهاییها و... بوده و از حمایتهای علنی رسانههای بیگانه و سرویسهای جاسوسی دشمنان انقلاب و اغلب کشورهای اروپایی برخوردار و فاقد هویت واقعی بوده و صرفاً با فراخوان در دنیای مجازی شکل گرفته و از ویژگیهایی نظیر: «غیر حقیقی»، «بر بستر دنیای مجازی»، «بهره گیری از هیجانات روحی»، «مبتنی بر تحریک احساسات»، «فاقد هویت صنفی و قشری»، «استفاده از جوانان و نوجوانان» و «مدیریت و میدان داری زنان» برخوردار است. این فتنه که از اساس بر پایه دروغ رسانه ای شکل گرفت در تحریک پذیری و دامن زدن به اغتشاشات نیز با دروغهای گوبلزی که توسط مرکز سایبری منافقین و مرکز سایبری صهیونیستها و مرکز سایبری تعادل وهابیون سعودی و سایر لمپنهای خارج نشین نظیر مصی علینژاد تولید و توسط هنرمندان و ورزشکاران مشهور (سلبریتیها) فراری و داخلی منتشر و دامن زده شده و توسط رسانه های و شخصیتهای جریان غربگرای داخلی ضریب خورده است، در واقع در دنیای رسانه تصویرگری شده و در کف خیابان توسط جمعیتی به شدت محدود و فاقد پشتوانه مردمی رویدادسازی شده است. و جریان تجزیه طلب نیز بخش تکمیلی این جنگ هیبریدی و ترکیبی را تشکیل داده است.
فتنه لمپنها حرکتی آشوبطلبانه اما بی مایه و فاقد هر گونه عمق اجتماعی و حمایت مردمی است که صرفاً بر رویدادسازی و پروپاگاندای رسانه ای با حرکت پینک پنکی استوار است که برای اجتماعی و فراگیر معرفی کردن خود از مدلی تحت عنوان فرش نمودن سطح جامعه (Astroturfing) استفاده کرده و با حضور پراکنده در نقاط مختلف جامعه خود را بهعنوان مردم جا میزنند. فتنه لمپنها برای آنکه خود را بعنوان جنبش فراگیر مردمی نشان بدهد از یکطرف بر آشوبهای نقطهای مبتنی بر جنگ و گریز خیابانی و تغییر دائمی نقاط آشوب و خسته کردن دستگاههای مسئول تأکید دارد و از سوی دیگر به شدت در پی بزرگنمایی آثار تخریبی بوده و بر تخریب و به آتش کشیدن نمادهای هویت ملی و دینی: «آتش زدن پرچم، قرآن، مسجد، پلیس و...» متمرکز شده است.
این جریان خارج نشین با استفاده از ظ