✍اشکال در چاپیدن است نه در چاپنده
🔰
#دانشطلب
🔹طنز روزگار ما است که بعضی راستگراها میخواهند «اصالت» را به جای «عدالت» بگذارند یعنی با خودِ راستگرایی که چپاول و بهرهکشی را تجویز میکند مشکلی ندارند بلکه محل نزاع برایشان جماعت راستگرایی هستند که حالا در قدرتند و با ادبیات خانها و درباریها آنها را نوکیسه و پاپتی و دوزاری و به درد نخور توصیف میکنند. اشکال را در ساز و کار مکیدن و انباشت نمیدانند تأکیدشان روی کسانی است که میچاپند و ثروت جمع میکنند.
🔸این طنز وقتی به اوج میرسد که ادبیاتِ اصالت از زبان دلدادگان پهلوی بیرون میآید که اساسا نماد نوکیسگی بودند. قزاقهایی که هویتشان بیهویتی بود و با زور انگلیس سر کار آمدند و روی نفت چنبره زدند تا نسخه استعمارگران و روشنفکران وارداتی را با اسلحه و چماق پیاده کنند حالا داعیهدار اصالت شدهاند و مخالفانشان را مشتی دگوری و دوزاری میدانند که معلوم نیست از کجا آمدهاند! وارونگیهای این کشور واقعا پردههای حیرتانگیزی دارد.
🔹«طبقه متوسط جدید» که به میانجی نهادهایی مثل دولت مدرن و وزارتخانههایش، ارتش، دانشگاه و... شکل گرفته عمرش در تاریخ ایران به یک سده هم نمیرسد و اساسا نمیتواند به سوی دیگرش یعنی «طبقه متوسط سنتی» که هویتش با روحانیت و بازار پیوند خورده و با طبقه دهقانان و عشایر پیوستگی فرهنگی دارد فخرِ اصالت بفروشد. آنکه غریبه و تازه به دوران رسیده است و اداهای غیر ایرانی نشان میدهد طرفی است که پهلویها با پول نفت پایه گذاشتند نه برعکس!
🔸ما اگر به راستگرایی اعتراض داریم خطابمان اول به اصیلترین نوع آن یعنی «راست سنتی» است که در نظام ریشه دوانده. که از بازار ایرانی و به قول چپها از بورژوازی ملی (در مقابل کمپرادور) ریشه میگیرد و با تشویق تولید داخلی میخواهد روی پای خودش بایستد و جلوی غرب مقاومت کند. حسابِ طیف دیگر یعنی «راست مدرن» که تکنوکراتها و متخصصانِ برآمده از دانشگاه هستند و تبارشان اساسا به نفت میرسد ناگفته روشن است.
🔹حکومت پهلوی در ایران ریشه نداشت و دائم در پی بهم زدن ساختارهای بومی و نشاندن نهادهای تازهساز به جایشان بود. با اصلاحات ارضی اشراف قجری را حذف کردند ارتش را به جای نیروی نظامیِ عشایر و برای سرکوب آنها ساختند با دادگستری و مصادره موقوفات و سپاه دانش و... همه زورشان را برای بریدن دست روحانیت زدند و هزار فامیل رانتی و نفتی را در برابر بازار و اصناف سنتی علم کردند تا با پشتیبانی این طبقه مونتاژی جدید قدرت مالیِ سنتیها تهدیدشان نکند.
🔸بحران در جمهوری اسلامی از زمانی آغاز شد که هاشمی تصمیم گرفت همان فرمول پهلویها را به کار ببندد یعنی فراریها را برگرداند و یک طبقه رانتی و نفتی و چسبیده به خودش هم درست کند. در میانِ دعوای «چپهای شرقزده» با «راستهای سنتی» او از پایان دهه شصت یک گروه جدید ساخت و آن طیف از جوانهایی که چپگراییشان مُد روز بود هم رفته رفته مدشان را عوض کردند؛ بخشی تبدیل به کارگزاران شدند و عدهای دیگر اصلاحطلب.
🔹در دعوای راستِ سنتی (محافظهکاران و اصولگرایان) با راستِ مدرن (اصلاحطلبان و کارگزاران) معلوم است که اولی اصالت بیشتری دارد و با فرهنگ ایران پیوستهتر است و باز روشن است که مجموع اینها (نظام) به نوکیسههای وابسته و فرصتطلب و غارتگر پهلوی شرف دارند اما وقتی مسئله راستگرایی و روابط استثماری است چه فرقی میکند قدرت دست اصیلترها باشد یا نوکیسهها؟ ستیز ما با پادوهای راستِ سنتی تکلیف بقیه را روشن میکند.
🔸کسی که چاپیده میشود برایش اهمیتی ندارد آنکه ازش بیگاری کشیده و منابع کشورش را میخورد اصیل است یا نوکیسه، هویت دارد یا غربزده، بوم و فرهنگ را میفهمد یا تکنوکرات است و بیعقل، جایی که حداقلها تأمین نشود همه چیز به خطر میافتد. سالها برای مرگ عدالتخواهی و چپگرایی تلاش کردند و حالا راستگراها از همه طرف افراطی شدهاند. این جریان خطرناکی است که اگر مهار نشود دیگر نه از تاک نشان خواهد ماند نه از تاکنشان.
🌷🕊
☫
@bazgashtaznimehrah
☫
eitaa.com/bazgashtaznimehrah👈ایتا