♨️ شهید بالازاده و من 🔹 وقتی کلماتش را می‌خوانم در بهت فرو می‌روم. سعی می‌کنم به یادآورم که من در سیزده‌سالگی در چه فکری بودم و چه دغدغه‌هایی داشتم. نه؛ اصلا مقایسه درستی نیست. از هر جهت خود را با او می‌سنجم، شکست می‌خورم. نه‌تنها جوادِ سیزده ساله از او شکست می‌خورد، بلکه اکنون که در آستانه ورود به دهه چهارم زندگی هستم نیز، شکست‌خورده اویم. 🔸 شاید دارم به خود سخت می‌گیرم؛ آخر گفته‌اند آدم در چهل‌سالگی کامل می‌شود. اما اگر این‌گونه است، چگونه «مرحمت بالازاده » در سیزده‌سالگی به چنین مقامی رسید؟! اگر او را استثنا بدانم با 36 هزار شهید دانش‌آموز دیگر چه کنم؟ کم آورده‌ام؛ نمی‌توانم هیچ توجیهی برای این همه تفاوت بیابم؛ من و امثال من کوتاهی‌ کرده‌ایم. 🔹 بار دیگر کلماتش در ذهنم رژه می‌روند: «راه شهیدان را ادامه دهید و اسلحه‌شان [را] نگذارید بر زمین بماند»؛ «راه تنها یک راه است، آن راه هم راه اسلام و قرآن است»؛ «خدایا تو را قسم می‌دهم که اگر گناهانم را نبخشی از این دنیا به آن دنیا نبر». 🔸 هر چه بیشتر فکر می‌کنم، بیشتر بر عجبم افزوده می‌شود. نوجوان 13 ساله روستایی، پای درس کدام استاد این‌گونه رشد کرده ‌است؟ این شهامت که نوجوانی کوتاه قامت، با دست خالی می‌تواند چند نفر را اسیر کند، از کجا آمده است؟ پاسخی برای این سؤالات و ده‌ها سؤال دیگر ندارم؛ اما اکنون می‌فهمم این انقلاب چرا و چگونه پیروز شد. جامعه‌ای که چنین نوجوانانی داشته باشد، شکست‌ناپذیر است. کاش مثل او شویم! 🔸 https://btid.org/fa/news/264634 📎 📎 انـــدیـــــشـــــه برتر 👇👇 🆔 @btid_org