امروز
روز دهم با صدای خروسی که آلا اسمش را گذاشته تینا بیدار شدم.
برای یک کار اداری ساعت هشت و نیم قرار داشتم.
گوشی را چک کردم.خبر حملهی آمریکا را خواندم. پس بالاخره دیوانه کله زرد بازی رو شروع کرد.🧐
چای دم کردم. همسرم را با همین خبر حمله بیدار کردم تا به موقع سر قرار برسیم.😉
برخلاف انتظارم و آمادگی کامل معطلی برای قطعی نت و کندی سیستم کارم بدون مشکل انجام شد.
فکر کردم یعنی همین قدر هم نتوانست توی زندگی عادی ما تاثیر بگذارد یا لطف خدا بود به من؟! 😎
بالاخره امروز از خیاط وقت گرفتم، سر راه
برای خرید تور لباس آلا رفتم پاساژ جواد مثل همیشه شلوغ نبود اما مغازهها باز بود با تک و توک مشتری.😕
آخرین ساعتهای اولین شب بعد از حملهی آمریکا را هم با آلا حسابی بازی کردیم، آخرش هم شدم مدل برای لاکهای رنگیرنگیاش🤭🤕
هیچ وقت فکرش را نمیکردم وقتی آمریکا به ایران حمله کند یک چنین روز معمولی و عادی را تجربه کنم.
واقعا چرا؟؟!!
درست است که میدانم مرگ دست خداست اما اینکه عادی زندگی میکنم و از این عادی بودن حس رضایت دارم برای خودم جای تعجب دارد.
فکر که میکنم، مطمئنم بر میگردد به توصیه و خواسته شما آقا جان❤️
همان که توی دومین پیامتان گفتید
《نگذارید دشمن احساس کند شما در مقابل او میترسید
زندگی عادی را با قوت ادامه دهید》
#امروز
#روز_دهم_جنگ
#زندگی_جاریست
#اینجا_ایران
https://eitaa.com/chand_jore_ba_man