امروز امروز شاید سخت‌ترین و پیچیده‌ترین روز جنگ برایم بود. روزی که شوک و تعجب، نگرانی و امید، غرور و اشک و خشم و لبخند را با هم برایم داشت. امروز هربار که لفظ آتش‌بس یا صلح را روی زبانی یا توی کانالی می‌دیدیم تنها چیزی که توی ذهنم پر‌رنگ می‌شد کلمه‌ی‌جنگ وجودی بود. به این فکر می‌کردم هر اسمی که روی این خاموشی چند ساعته یا چند روزه بگذارند هیچ فرقی توی خوی خونخوار اسرائیل و آمریکا نخواهد داشت. آنها همان گرگی‌اند که دندان تیز کرده‌اند برای دریدن وطنم. کاش بفهمیم و یادمان نرود.... امشب شاید بدون صدای پدافند ما خوابمان ببرد. اما مردان سرزمینم با انگشتان روی ماشه بیدارند. و زنانی هنوز در تنهایی خانه زیر لب برایشان آیت الکرسی می‌خوانند. https://eitaa.com/chand_jore_ba_man