230. ˈdʒæɡd With sharp points sticking out; unevenly cut or torn دارای نوک های تیز که بیرون زده اند، یکنواخت بریده یا پاره نشده است a. Being reckless , Rudy didn't watch out for the jagged steel. چون «رودی» بی پروا بود، مراقب فولاد لبه تیز نبود. b. It's an enormous job to smooth the jagged edge of a fence. صاف کردن لبه ی دندانه دار یک نرده کار دشواری است. c. Leslie's hair was so jagged it was scarcely possible to tell that it had just been cut. موهای «لِسی» آنقدر وزوزی بود که به سختی می شد گفت تازه کوتاه شده است 🌹 @coding_504 🌹