جگر زیر دندان هند است باز در روزهای اغازین فتنه ی شام، یک تروریست وهابی در سوریه جگر یک علوی را از سینه بیرون کشید و...خورد! این شعر بغضی بود ناقص....در ان زمان. و این بار تقدیم به هنربندان شیاد بخصوص زنان بازیگر و مجریی که در کنار ابرتروریست زمان قرار گرفته و تیغ تعدی و طعنه به روی سربازان جان برکف می کشند... چنان گرگسالی شد اندر دمشق که یاران ندیدند جز مرگ عشق* شب دل پر از زوزه ی گرگها شکم مسکن پوزه ی گرگها به جان گل افتاده پاروی مرگ نفس بند مي آيد از بوي مرگ جواز جنون از حجاز آمده است مناره به جنگ نماز آمده است پر از دشنه و تیغ «سِند» است باز جگر زیر دندان «هند» است باز به فتوای اشباح شام و قطر نباید ببارد بر این گل مطر دهان از اراجیف پر می کنند گل ارغوان را ترور می کنند * سگ با وفای «سیا»! با توأم! هلا مفتی افترا با توأم! تو خون از لب ايده ات مي چكد تنفر ز دو ديده ات مي چكد تو مثل امامت معاویه ای سرانجام مهمان هاویه ای ندارید اگر از طراوت هراس چرا مي گذاريد پا روي ياس؟ به امر ابو جهل سر می برید چه آسوده و سهل سر می برید و من حمزه ام سینه چاکم کنید در این وادی خشک خاکم کنید ..... ..... امیر.س ---------------------- چنان خشکسالی شد اندر دمشق که یاران فراموش کردند عشق(سعدی)