كلاه شرعى چرا؟
بعضى افراد در پى كلاه شرعى هستند، چنين افرادى به دو منظور دست به اين كار مى زنند؟
۱. به قصد فريب مردم؛ همان گونه كه نمرود مى خواست مردم را بفريبد و همچنان بر گرده آنها سوار باشد. يا فرعون مى خواست مردم را گول بزند و همچنان به عنوان خدا او را پرستش كنند. لذا در مقابل دعوت هاى حضرت موسى به يكتاپرستى، خطاب به وزيرش هامان گفت: برج بسيار بلندى بساز تا شايد خداى موسى را در آسمانها بيابم. در حالى كه او به خوبى مى دانست كه اين سخن اشتباه است، ولى براى فريب مردم دست به اين حيله زد.
۲. به قصد فريب خود؛ شايد داستان زليخا از همين قبيل باشد. زنان اشراف و بزرگان مصر را جمع كرد و به همه آنها ترنج و چاقويى داد و گفت: «هر زمان يوسف وارد شد ترنجها را پوست بكنيد» و آنها با ورود يوسف عليه السلام به جاى
ترنجها دستان خود را بريدند؛ زليخا به اين وسيله مى خواست از عذاب وجدان رهايى پيدا كند. ولى در حقيقت خود را فريب داد و كوس رسوايى خويش را در سراسر مصر به صدا درآورد.
نمونه ديگر، بانكها و صندوق هاى قرض الحسنه اى است كه سودهاى نامشروع ۲۶% يا مقدارى كمتر يا بيشتر را به عنوان كارمزد مى گيرند در حالى كه كارمزد ۲% و حداكثر ۴% است. اينها چون نمى توانند در كشور اسلامى صريحاً رباخوارى كنند با اين كلاه شرعى (كه در حقيقت كلاهى بر سر خودشان مى گذارند) زيرا اموال و دارايى خود را آلوده به حرام مى كنند) گرفتار حيله شرعى مى شوند، و بدين وسيله باطلى را حق جلوه مى دهند. چنين افرادى مرتكب دو گناه مى شوند: يكى رباخوارى و ديگرى رياكارى! [۱]
----------
[۱]: شرح بيشتر را در كتاب ما« حيله هاى شرعى و چاره جويى هاى صحيح» مطالعه فرماييد.
https://eitaa.com/darolsadeghiyon
https://rubika.ir/joing/DBEIDCCC0XEMHPGFRNQRAJGCQPEVDLCD