«وَلا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ في‏ سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْياءٌ» و کسانى را که در راه خدا کشته مى‌شوند مُرده نخوانید، بلکه زنده‌اند... «حسین جلوی خیمهٔ خویش نشسته بر شمشیر تکیه داده و سر بر زانو نهاده بود، خواهرش زینب، سیلی بر روی زد و بانگ واویلا برآورد... حسین گفت: «هنگام شیون نیست خواهرم، خاموش باش، خدا تو را رحمت کند» گویی در این مکالمه حسین دست زینب را که در دستش بود، به دستان خدا سپرد که او بهترین سرپرستان است. «وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرينَ» قطعاً ما شما را به چیزى از ترس و گرسنگى و کاهش اموال و نفوس و فرزندان مى‌آزماییم، به شکیبایان نوید ده... زینب بعد حرف امام آرام شده بود، فرزندانش را به میدان که فرستاد به خیمه آمد، پردهٔ خیمه را پایین انداخت و بیرون نیامد، انگار شهیدانِ برگشته،مادری ندارند. اکنون که دست به دست خدا دارد، همهٔ اتفاقات را زیبا و بنای آزمایش می‌بیند، چون امام او را به خدا سپرده و برای این لطف به پایش مواسات می‌کند. ...♡