❇️ ۳- انتقام غیر اخلاقی همسايه‌ها زاغ‌سياه شوهرم را چوب مي‌زدند و برايم خبر مي‌آوردند که هر موقع براي ديدن پدر و مادرم به شهرستان مي‌روم، او زنان خياباني را به خانه مي‌آورد. اين موضوع خيلي عذابم مي‌داد؛ اما چون آشنايي من و بهزاد نيز از يک دوستي خياباني شروع شده بود و خانواده‌ام از اول با ازدواج ما مخالف بودند، نمي‌توانستم اعتراض کنم. چندين و چند بار از بهزاد خواهش کردم که دست از کارهاي غير اخلاقي خود بردارد و بيشتر به فکر من و پسر کوچک‌مان باشد؛ ولي او به حرف‌هايم توجهي نشان نمي‌داد و آن‌قدر به‌دنبال هوس‌بازي خود رفت که مرا عقده‌اي کرد. باور کنيد حس خودکم‌بيني و حقارت مانند موريانه‌اي به جانم افتاده بود و مرا از نظر روحي و رواني تا مرز نابودي پيش برد. نمي‌دانم چرا با افکاري احمقانه تصميم گرفتم از شوهرم انتقام بگيرم و خودم را گرفتار ارتباط مخفيانه با پسري جوان کردم و...! من روسياه و شرمنده‌ام و عذاب وجدان آزارم مي‌دهد. پس از گذشت چند ماه از اين ارتباط مخفيانه، به شوهرم گفتم که چه حماقتي کرده‌ام و مي‌خواهم گذشته را جبران کنم؛ اما او نتوانست خودش را کنترل کند و ‌چنان کتکم زد که اگر چند دقيقه ديرتر به بيمارستان می‌رسیدم، ممکن بود جانم را از دست بدهم! ساعاتی بعد وقتی داشتم ماجرای تلخ خود را در کلانتری شرح می‌دادم، همسرم حرف‌های مرا تأیید کرده و به مأموران گفت: «اعتراف مي‌کنم که ظرفيت پول و ثروتي رو که در کمتر از چند سال به‌دست آوردم، نداشتم. روزي که با همسرم ازدواج کردم، بيکار بودم؛ اما با کمک پدرم تونستم کار و کاسبي مناسبی راه بندازم و صاحبِ خونه و زندگي مجللي بشم. افسوس که از دوران جوونی به ارتباط‌های خيابوني عادت کرده بودم و خودمو فردی زرنگ فرض مي‌کردم. همسرم راست ميگه، اون چند بار از من خواست که دست از کارهام بردارم؛ اما فايده‌اي نداشت. چند شب قبل که مينا برام تعريف کرد به تلافي اشتباهاتم چیکار کرده، دنيا رو سرم خراب شد و تازه اون موقع بود که فهميدم ناموس يعني چی و دنبال ناموس کسي رفتن زرنگي نيست. ‌ای کاش با چشم دل زيبايي‌ها و خوبی های همسرم رو می‌دیدم تا این‌همه دچار اشتباه نشم. وقتي از زبون پسر ۳ سالم شنيدم که به پدربزرگش مي‌گفت: مامانم با پسر همسايه دوست شده و بابا را دوست نداره، خيلي عذاب کشيدم و قلبم گرفت.» اینک در بلاتکلیفی مانده‌ام: با ضرب‌و‌شتم شوهرم چه کنم؟ آیا فساد اخلاقی شوهرم ادامه پیدا می‌کند یا واقعاً پشیمان شده است؟ با فسادی که خودم مرتکب شدم و آبرویم رفته چه کنم؟ 📌 نظر کارشناس 🔹 ۱- ارتباط‌های خیابانی قبل از ازدواج بهزاد نشان می‌دهد که مینا دقت لازم را در انتخاب همسر نداشته و در نتیجه گرفتار عواقب آن شده است. نباید فراموش کرد که ارتباط‌های خیابانی پسران جوان در دوران قبل از ازدواج به سادگی و با پیوند ازدواج از بین نمی‌رود و معمولاً پس از آن نیز ادامه پیدا می‌کند. علت آن هم روشن است؛ وقتی پسری قبلاً با زنان و دختران مختلف رابطۀ جنسی برقرار کرده و تنوع‌طلب شده باشد، پس از ازدواج، دیگر به‌سادگی نمی‌تواند به همسر خود راضی شده و تنها به یک زن اکتفا کند! 🔹 ۲- توصیه‌های مینا به‌تنهایی برای اینکه بهزاد دست از روابط نامشروع خود با زنان خیابانی بردارد، کافی نبوده و با توجه به پیشینۀ بهزاد، ایشان اولاً باید به تنهایی به مسافرت‌های چندروزه نمی‌رفت تا شوهرش تنها نماند و زمینه آلودگی او به‌راحتی فراهم نمی‌شد؛ همچنین باید موضوع را با والدین و بزرگان خود یا بهزاد مطرح کرده و برای حل مشکل از آنان کمک می‌گرفت. 🔹 ۳- برخورد احساسی و غیرمعقول مینا با موضوع و حل مشکل از طریق خیانت متقابل، نه‌تنها مشکل مینا را حل نکرد؛ بلکه خود او را هم به تباهی کشاند. ✅ برگرفته از کتاب گمگشتگان، تالیف دکتر سید عظیم قوام. 🆔 @Dr_Ghavam