‍ اسما بریز آب روان روضه_حضرت_خدیجه (س) گریز_به_روضه_حضرت_زهرا (س) ♻️🔹♻️♻️♻️🔹♻️♻️♻️🔹 تا اینجاے روضه رو عرض ڪردم ڪه حضرت خدیجه (س) به اسماء فرمود اسماء تو برا زهراے من مادرے ڪن. اسماء هم همه‌جا با بی‌بے حضرت زهرا بود، همه جا براش مادرے ڪرد. هم شب زفاف، هم پشت درِ خونه؛ این دو جا براے این خانم مادرے ڪرد. هر مادرے بود همین دوجا میومد، چون اولے شب زفافه، مادرا دوست دارن همه شب زفاف باشن، دومیش هم موقع وضع حمله، دوست دارن باشن، نوه‌شون رو بغل بگیرن... اما یه جاست مادرا نمیان، میدونے ڪجاست؟ اونجاییه ڪه میخوان بدن دخترو غسل بدن؛ اما اونجا هم اسماء اومد ڪمک امیرالمؤمنین، گفت آقا تنهاست... "اسماء بریز آب روان بر روے گلبرگ گلم" امشب از طرف خدا ڪفن اومد، پیغمبر خودش بدن حضرت خدیجه رو غسل داد و ڪفن ڪرد. اما.. پیغمبر یه بدن سالم رو غسل داد. قربون اون آقایے برم ڪه یه‌یهو اسماء دید امیرالمؤمنین سربه‌دیوار گذاشت، دیگه غسل نمیده... -چے شد آقاجان؟! -اسماء دست به دلم نذار، هرچے آب میریزم خودت نگاه ڪن داره هنوز خون‌آبه میاد..... از این ناراحتم فاطمه‌م هیچے بهم نمیگفت، هے میدیدم شبا از این پهلو به اون پهلو میشه، هے میدیدم میخواست دستشو بیاره بالا موهاے زینب‌و شونه ڪنه نمیشه، اما حالا دلیلشو فهمیدم... یازهرا... ♻️🔹♻️♻️♻️🔹♻️♻️♻️🔹